X
تبلیغات
جنگل و محیط زیست - جنگل

ميکروارگانيسم ها در کارخانه هاي خود اتحاديه تشکيل نمي دهند. به مرخصي استعلاجي نيز نيازي ندارند و هنگامي که محيط کاري آنها آلوده باشد، به قوانين کار متوسل نمي شوند. آنها از مرخصي زايمان نيز استفاده نکرده و با اين همه هيچ گونه دستمزدي نيز طلب نمي کنند. آنها شبانه روزي کار مي کنند و بسياري از کارهاي کثيف و غيرقابل تصور را براي ما انجام مي دهند. با اين وجود بايد اضافه کرد که ميکروب ها فقط يکي از دارايي هاي طبيعي ما هستند. ما توسط انواع گياهان و جانوراني که در خدمت ما هستند، احاطه شده ايم. بدون شک خدماتي که طبيعت ارائه مي کند، قابل محاسبه نيست ولي تقسيم کردن اين بخش هاي طبيعي بين مردمي که در حفاظت آن شريک مي شوند، باعث سنگين تر شدن کفه حفاظت از منابع خواهد شد.

---

«رابرت کوستانزا» رئيس موسسه اقتصاد اکولوژي در دانشگاه مريلند است. او به همراه همکارانش ارزش خدماتي را که طبيعت به ما عرضه مي دارد، سالانه رقم عظيمي بالغ بر 33 تريليون دلار برآورد کرده اند. جالب آنکه عده يي از دانشمندان اين رقم را بسيار اندک خوانده و گروه ديگري بعضي از ارزش گذاري ها را بسيار مسخره آميز خوانده اند، چون معتقدند بسياري از خدمات ارائه شده توسط طبيعت، توسط انسان ها قابل انجام نيست و بدين دليل قيمت گذاري آنها غيرممکن است. خانم «گراسيلا» و آقاي «هيل» در موسسه زمين شناسي دانشگاه کلمبيا مشغول به کار هستند. آنها فکر مي کنند فرصتي دست داد تا کار مثمرثمري انجام شده و پولي به دست آيد. انسان همواره منابع طبيعي را سريع چپاول مي کند، ولي برخلاف چنين روحيه يي، اين دو نفر به همراه اقتصاددانان همفکر خود تلاش دارند راه هايي براي سرمايه گذاري روي حفاظت از بيوسفر بيابند.

آنها فکر مي کنند اگر خدمات ارائه شده توسط طبيعت بتواند وارد بازار شود، آنگاه مردم دليل خوبي براي حفاظت از طبيعت دارند. «هيل» مي گويد؛ «با مصون نگاه داشتن بسياري از قسمت هاي طبيعت مي توان سودهاي خوبي کسب کرد. او معتقد است عرضه خدمات طبيعي به بازار، يک فرآيند دو مرحله يي است؛ اول آنکه ما بايد بتوانيم ارزش اين خدمات را بر حسب پول بيان کنيم و ثانياً بتوانيم مقداري از اين پول را به جيب کساني برگردانيم که مسووليت حفاظت از آن اکوسيستم ها را برعهده دارند.»

اگر اقتصاددانان به اطراف خود نگاه کنند مي توانند از کارآمد بودن اين ايده مطلع شوند مثلاً در امريکا، جنگل هاي اطراف کوه هاي Catskill در شمال و غرب نيويورک سيتي واقع شده است. خاک اين جنگل ها شبيه اسفنج عمل کرده و آب باران را در خود جذب و به آرامي به حوضه آبريز شهر 9 ميليون نفري نيويورک منتقل مي کند. اين خاک و جنگل هاي واقع در حوضه آبريز 1600 مايل مربعي به قدري عمل تصفيه و پالايش آب را به خوبي انجام مي دهند که شهردار اسبق اين شهر گفته است آب آشاميدني آنها مانند اشک چشم، شفاف است.

سود حاصله

از اوايل دهه 1990 بود که تغييراتي در مناطق واقع در حوضه آبريز ايجاد شد، يعني خانه هاي زيادي در دهکده هاي کوچک و مراتع ايجاد شد که تغيير در کيفيت آب را در پي داشت. در امريکا وضع از اين قرار است که شهرها براي حصول به استانداردهاي سخت گيرانه سازمان حفاظت محيط زيست (EPA) بايد آب را شديداً تصفيه و فيلتر کنند. با روند يادشده، مسوولان سريعاً دريافتند که نيويورک سيتي يا بايد يک واحد فيلتراسيون بسيار بزرگ بسازد يا با حفاظت از حوضه آبريز، کيفيت آب را در حد قابل قبول نگاه دارد.

به نظر شما کدام بهتر است؟ هزينه واحد فيلتراسيون حدود هشت ميليارد دلار است و به اين مبلغ بايد 300 ميليون دلار را که صرف راهبري سالانه آن مي شود نيز افزود، يعني در يک دوره 10 ساله بايد حدود 11 ميليارد دلار براي آن هزينه کرد. اين در حالي است که نگهداري از مجموعه حوضه آبريز کمتر از دو ميليارد دلار هزينه در بر خواهد داشت. «هيل» مي گويد؛ «مي بينيد که انتخاب مشکلي نيست و هزينه ساخت واحد فيلتراسيون آنقدر زياد است که براي استفاده از راه حل ديگر، محلي از اعراب باقي نمي گذارد.» با اجراي اين برنامه مي توان حدود 9 ميليارد دلار از خدمات ارائه شده توسط جنگل و خاک درآمد کسب کرد.

«گراسيلا» و «هيل» به روشي فکر مي کنند که طي آن به سرمايه گذاران اجازه مي دهد با اجراي برنامه «حفاظت» سود کسب کنند. در اين روش يک سرمايه گذار مي تواند اين برنامه را در مقابل اجازه استفاده درصدي از سود حاصله (ناشي از عدم ساخت واحد فيلتراسيون) خريداري کند. مثلاً با فرض 50 درصد از سود، مي توان با سرمايه گذاري کردن دو ميليارد دلار به نيمي از 9 ميليارد دلار يعني 4/5 ميليارد دلار طي 10 سال دست يافت. اين به معني سود سالانه يي معادل 450 ميليون دلار است، يعني نرخ بازگشت سرمايه (ROI) معادل 22/5 درصد خواهد شد.

بسياري از افراد صاحب سرمايه دو ميليارد دلاري نيستند، ولي اين سرمايه گذاري مي تواند تقسيم شود و هرکس که 100 دلار سرمايه گذاري کند، سالانه 22/5 دلار سود کسب مي کند و پس از تقريباً 5 سال تمامي 100 دلار شما برگشته است و بقيه پول دريافتي سود آن خواهد بود. اين بدان معني است که مي توان اين سرمايه گذاري را به صورت سهام ارائه کرد. «گراسيلا» مي گويد؛ «با اين برنامه هرکس از هرکجاي دنيا مي تواند سرمايه گذار اين کار باشد و مسوولان ايالت نيويورک مي توانند اين حق را به يک يا چندين ميليون نفر بفروشند و سرمايه گذاراني که سهام اين برنامه را خريده اند، مي توانند در هر کجاي دنيا آن را خريد و فروش کنند.»

در سال 1996 نيويورک سيتي برنامه حفاظت از حوضه آبريز را شروع کرد. براي اين کار زمين هاي مجاور حوضه آبريز و کانال هاي طبيعي جريان آب، خريداري شد و سپتيک تانک هاي قديمي تميز و کنترل هاي زيست محيطي سخت تري در مورد افراد و مشاغل موجود در حوضه آبريز اعمال شد. متاسفانه زماني «گراسيلا» و «هيل» ايده خود را بيان داشتند که شهر مجبور شده بود براي تامين مالي پروژه، پول قرض بگيرد. اما براي شهرهايي که اعتبار کمتري دارند يا براي اجراي ديگر پروژه هاي خود به اين وام نياز دارند، استفاده از ايده اين دو نفر بهترين گزينه است. «هيل» مي گويد؛ «زماني که اقدام به فروش برنامه «حفاظت» مي کنيد، شايد تضمين و اعتبار کافي براي اطمينان سرمايه گذاران وجود نداشته باشد که در اين حالت درآمد حاصل از فروش آب مي تواند تضمين واقعي و خوبي باشد.»

فروش برنامه هاي نگهداري از طبيعت همانند برنامه هاي «حفاظت» زماني قابل گسترش است که اقتصاددانان بيشتري روي جوانب کار فکر کنند. مثلاً امکان دارد با چنين سيستم تامين مالي بتوان منافع حاصل از داروهاي گياهي را بين مردم بومي و محيط زيست تقسيم کرد. در اين مورد «هيل» اظهار داشت که در شرکت هاي بزرگ داروسازي امريکا طي 15 الي 20 سال گذشته چيزي حدود 30 درصد از داروهاي جديد (و موفق) به داروهايي با منبع طبيعي مربوط بودند.

مصرف کنندگان امريکايي سالانه حدود شش ميليارد دلار براي داروهاي حاصله از گياهان استوايي هزينه مي کنند. اکثر دولت ها و شرکت هاي داروسازي تلاش مي کنند موافقتنامه کنفرانس زمين سال 1992 در ريودوژانيرو مبني بر شرکت در منافع حاصل از گونه هاي طبيعي را به اجرا بگذارند. در اينجا بحثي بين دانشمندان و شرکت هاي مزبور وجود دارد چون گروهي از دانشمندان معتقدند بايد منافع حاصل از اين گونه ها را به جوامع مولد آنها برگشت داد يا در آنجا هزينه کرد وگرنه اين کار يک نوع تاراج است.

در اين زمينه طي سال 1992 قراردادي بين موسسه ملي گونه هاي طبيعي کاستاريکا (INBio) و موسسه داروسازي «مرک» امضا شد که باعث خوشحالي طرفداران محيط زيست شد. طي اين قرارداد شرکت «مرک» در مقابل نمونه هاي حشرات و گياهان منطقه مبلغ 1/14 ميليون دلار براي نمونه گيري و تحقيق در اختيار اين موسسه قرار مي دهد تا در زمينه همکاري هاي فني و آموزش دانشمندان کاستاريکا هزينه شود. در عوض INBio موافقت کرد که 10 درصد از اين پيش پرداخت به همراه نيمي از حقوق مالکيت دولتي (Royality) دريافتي را صرف تلاش هاي حفاظت از محيط زيست کند. بسياري از حافظان محيط زيست به اين موضوع به عنوان يک قرارداد ايده آل مي نگرند، ولي بايد متذکر شد که اين قرارداد شايد يک مدل قابل اجرا براي ديگر کشورهاي در حال توسعه نباشد چون مي توان گفت INBio و دولت کاستاريکا در اين مورد يک استثنا به شمار مي روند. «مايکل باليک» رئيس موسسه گياه شناسي اقتصادي باغ گياه شناسي نيويورک مي گويد؛ «کساني که مي خواهند از چنين قراردادهاي بزرگي به عنوان مبناي توسعه طبيعت استفاده کنند، در اشتباهند. شما از شرکت هاي بزرگ داروسازي مانند Shaman مي خواهيد کاري براي حفاظت و حراست از گونه هاي سنتي انجام داده و مناطق حفاظت شده ايجاد کند، يعني به اقتصادهاي محلي پول تزريق کند، ولي يکسري انگيزه هاي پراکنده داريد و در نهايت مي خواهيد مردم بفهمند حفظ جنگل باارزش تر از تخريب آن است.»

«گراسيلا» توصيه کرده است که شرکت هاي داروسازي از طريق فروش سهام برنامه هاي حفاظتي، پول بيشتري روي اين انگيزه ها سرمايه گذاري کرده و سود اين سهام را نيز از حقوق انحصار دارو در سال هاي آتي کسب کنند. مشکل فقط اينجاست که شايد اين حقوق محقق نشود و در صورت تحقق نيز برگشت اين پول زمان زيادي مي طلبد. «هيل» نيز معتقد است کشف داروهاي جديد تيري در تاريکي است و محققان قبل از کسب موفقيت حدود 10 هزار نمونه تهيه مي کنند. شايد از اين تعداد نيز بيشتر باشد، چون يک داروي جديد مستلزم 12 سال زمان و 300 تا 400 ميليون دلار هزينه است. هرچند چنين سرمايه گذاري هايي پرخطر به نظر مي رسد ولي افراد زيادي به اين کار اقدام مي کنند. در سال گذشته شرکت داروسازي Shaman حدود 14 ميليون دلار را براي سرمايه گذاري روي يک داروي جديد که در مرحله آزمايش هاي کلينيکي بود، ارائه و سرمايه گذاران را مختار کرد که يا يک درصد مشخصي بهره براي اين پول طلب کنند يا در سود حاصل از حق انحصار دارو شريک شوند.

«گراسيلا» و «هيل» معتقدند نبايد به جنگل هاي استوايي صرفاً به عنوان خدمات مستقيم آنها نظر داشت، بلکه اين جنگل ها قادرند علاوه بر اعطاي مدال طلا در تحقيقات ژنتيک، باعث کنترل آب و هواي سياره زمين نيز شوند چون هر هکتار از اين جنگل ها سالانه 10 الي 13 تن کربن را به خود جذب مي کند. اين موضع براي جهاني که در قرن آينده بين 5/1 تا 5/4 درجه سانتي گراد گرم تر شده و ما سالانه حدود 20 ميليارد تن دي اکسيدکربن به آن تزريق مي کنيم، بسيار حائز اهميت است.

منافع حاصل از جذب کربن

طبق پروتکل کيوتو که در دسامبر 1996 امضا شده است، کشورهاي صنعتي موظف شده اند تا سال 2012 تا حدود پنج درصد (نسبت به سال 1990) از انتشار گاز دي اکسيدکربن خود بکاهند. در اين پروتکل قسمت هايي در ارتباط با «چاه هاي کربن» تهيه شده است. اين فرض براي زماني است که بازار تجارت جهاني براي مواد منتشره به وجود آيد يعني براي هر کشوري که با ايجاد تغيير در کاربري زمين بتواند باعث کاهش کربن اتمسفري شود، منافع و تسهيلاتي در نظر گرفته خواهد شد. به عبارت ديگر کاشتن درخت چه در خانه و چه در خارج آن، منافع مالي در پي داشته و تخريب جنگل نيز جريمه هايي در بر دارد.

البته به زودي اين قسمت از پروتکل فعال نخواهد شد و منافعي به کسي تعلق نخواهد گرفت. جالب آنکه قبل از رسيدن پاي مذاکره کنندگان به کيوتو، سازمان هاي متولي انرژي در امريکاي شمالي سعي کردند امتيازاتي کسب کنند. گروهي از شرکت هاي برق امريکا و کانادا که توسط يک سازمان حفاظت امريکايي حمايت مي شد، براي به دست آوردن بخشي از جنگل هاي طبيعي در منطقه Belize با کشاورزان سويا به رقابت برخاستند. شرکت برق ويسکا ميليون ها دلار براي اين برنامه سرمايه گذاري کرده است. «نوئل کاترايت» که از مديران اين شرکت است، مي گويد؛ «اگر مقررات پروتکل کيوتو به مرحله اجرا درآيد، بايد حجم بسيار بالايي از دي اکسيدکربن منتشره را کاهش داد و به همين خاطر بايد انواع راه حل ها را به کار گرفت. در پاراگوئه، کاستاريکا و اکوادور نيز چنين برنامه هاي غيرانتفاعي از سوي شرکت هاي توليد برق در جريان است.»

دلالان و واسطه ها ارزش بازار دي اکسيدکربن را ميلياردها دلار برآورد کرده اند. بي شک کشورهاي غربي و ثروتمند براي ادامه بهره برداري از نعمت هاي برق، پول آن را نيز خواهند پرداخت ولي در مورد کشورهاي ديگر وضعيت به اين سادگي نيست، چون کشورهاي در حال توسعه نمي خواهند جنگل هاي خود را به عنوان وثيقه قماري قرار دهند که باعث کند شدن پيشرفت آنها خواهد شد. به علاوه مشکلات مربوط به اندازه گيري جذب کربن هر درخت و پيشگويي ميزان جذب کربن انواع درختان با تنوع سن آنها را نيز بايد مد نظر داشت و با توجه به اين موارد است که بسياري از متخصصان به تحقق اين تجارت جهاني شک دارند.

پيشگويي «گراسيلا» روشن است. او در گزارش خود به سازمان ملل گفته است؛ «انسان ها مي توانند طي چندين سال قسمت اعظمي از بنيان هاي حفظ حيات بشري در کره زمين را تخريب کنند. اين همان کره زميني است که انسان ها طي سال ها با آن مانوس شده و در آن اسکان يافته اند.» در دنيايي که به همه چيز از ديد اقتصاد و بازار نگاه مي کند، تنها راه حل به کارگيري و استخدام اين محرک اقتصاد و بازار در مسير حفاظت از اين بنيان هاي حيات انساني است.

بدون شک خدماتي که طبيعت ارائه مي کند قابل محاسبه نيست، ولي تقسيم کردن اين بخش هاي طبيعي بين مردمي که در حفاظت آن شريک مي شوند، باعث سنگين تر شدن کفه حفاظت از منابع خواهد شد.

www.NewScientist.com

+ نوشته شده در شنبه بیستم تیر 1388ساعت 0:59 توسط معین |

 

انجيلي درخت کهن يادگار دوره سوم زميني شناسي است که در جنگل هاي هيرکاني شمال کشورمان ماوا گزيده؛ درختي به غايت باشکوه و دوست داشتني.

درخت انجيلي با نام علميParrotia Persica از خانواده انجيلي ها Hamaneliadaceae از گياهان بومي Endemic ايران است. خاستگاه رويشي آن جنگل هاي هيرکاني شمال ايران بوده که به واسطه مصون ماندن از يخبندان دوره سوم زمين شناسي برجا مانده و در ساير نقاط در اثر يخبندان عمومي زمين از بين رفته است.

تفاوت ها و زيبايي هاي اساسي ظاهري و زيست گياهي آن در کنار انحصاري معرفي شدن اين گونه به ايران و اينکه تنها گونه از اين جنس نيز هست، آن را درخور تحسين و تامل داشته است. البته به رغم آنچه در اکثر کتب مرجع داخلي و خارجي به عنوان گياه بومي ايران معرفي شده، نمونه هايي از آن در منطقه تالش و ترکيه موجود است.

اين گياه براي اولين بار توسط زيست شناس آلماني پاروت در دامنه کوه آرارات در نزديکي محل پيدا شدن کشتي نوح، شناسايي و با نام خود او معرفي شد. نام انگليسي آن «Iron wood» است که همچون نام ترکي اش «دمير آغاجي» نشانگر چوب بسيار محکم آن است و به همين دليل مورد استفاده صنعتي قرار نگرفته است.

رشد تنه و شاخه هاي درخت نسبتاً کند بوده و نهايتاً به 15 متر مي رسد. به عنوان مثال رشد 10 متر اين درخت 15 سال زمان مي برد. پس از رشد دوساله درخت رشد تنه که قطر آن نهايتاً به نيم متر مي رسد، به شاخه ها داده مي شود و شاخه ها به صورت افقي آغاز به رشد مي کنند. به نحوي که در زمان بلوغ درخت به صورت گنبدي موزون درمي آيد. ممکن است با 10 متر رشد طولي با تاجي به قطر 8 متر روبه رو باشيم. در رشد شاخه ها گاه اتفاق جالب تري رخ مي دهد که در تلاقي رشد افقي شان از آنجا که قدرت جوش شاخه ها بالاست با يکديگر پيوند مي خورند و در نتيجه شاخه ها علاوه بر زيبايي پيچ پيچ شان به صورت شبکه يي حيرت انگيز در مي آيند.

البته بايد اذعان داشت خصيصه رشد افقي شاخه ها بيشتر مخصوص درختان کاشته شده انجيلي بوده و درختان خودروي اين گونه در جنگل هاي هيرکاني بيشتر بالارونده اند ولي قابليت پرورش پذيري بسيار بالايي دارند.

عامل ديگري که جدا از نوع شکل تنه و شاخه ها آن را متمايز و ممتاز مي سازد، شکوه پاييزي انجيلي است. از نيمه هاي پاييز با تغيير رنگ خارق العاده برگ ها به رنگ هاي صورتي، قرمز، نارنجي، سبز کمرنگ و زرد جملگي در جامه يک درخت، شاهد زيبايي خيره کننده آن هستيم. آنچه از رنگ هاي پاييزي در جنگل وجود دارد همگي به زيباترين حالت در قامت انجيلي ظهور مي کند چنان که اين گنبد رنگارنگ، هر رهگذر صاحب بصيرت را به تامل و تحير وامي دارد. اين تغيير رنگ ها متاثر از تفاوت دريافت نور آفتاب است و بهترين حالت براي ايجاد رنگ هاي متفاوت در محيط پرنور داراي خاک اسيدي مهيا است



ساحت زمستاني انجيلي نيز تفاوت و زيبايي هاي خاص خود را دارد. در زمان عرياني درخت، به واسطه درهم تنيدگي شاخه ها و اشکال خال خالي که با بلوغ درخت روي پوست آن به رنگ هاي خاکستري، سبز، سفيد و قهوه يي ظاهر مي شود، چشم اندازي از زمستان به قامت درخت است. اين اشکال خال خال روي پوست درخت حتي به عنوان يکي از زيبايي هاي اصلي آن تا آنجا مطرح مي شود که بسياري از طراحانLandscape را بر آن داشته که اين جلوه را با هرس کردن برگ هاي پاييني نمايان سازند. ناگفته نماند که اين تنها زيبايي زمستاني اين درخت نيست چرا که در اوايل اسفندماه که هنوز درختان برگ هاي تازه به دست نياورده اند، انجيلي با وديعه آوردن شکوفه هاي ياقوتساي خويش در دسته هاي متراکم بهار را به زمستان نزديک مي سازد. جالب است که اين شکوفه ها گلبرگي ندارند و رنگ قرمزشان وامدار پرچم هاي اين شکوفه هاي بهاري در زمستان است.

آنچه به عنوان خصيصه هاي اين درخت از شکوه پاييزي، رشد پيچ پيچ و گنبدي موزون تا پوسته خال خال و شکوفه هاي زمستاني و از همه مهم تر انحصاري بودن در جنگل هاي هيرکاني مطرح شد نشانگر ارزش و زيبايي منحصر به فرد انجيلي است چرا که برخورداري از هر کدام از اين ويژگي ها يک درخت را خاص و مهم مي نمايد. حال آنکه انجيلي مجمعي از اين نوادر است.

از نکات مثبت حائز اهميت ديگر که براي آن مي توان برشمرد، مقاومت بالاي آن در برابر آفات، بيماري، خشکسالي، باد و حتي آلودگي ها و تنش هاي شهري است؛ عاملي که در کنار آن همه زيبايي انتخاب انجيلي را در طراحي هاي Landscape خيابان هاي شهر و پارک ها و باغ ها ايده آل مي سازد. از اين رو است که شاهد استفاده از آن به صورت روزافزون در کشورهاي اروپايي و امريکايي هستيم. البته ناگفته نماند شرايط مطلوب براي رشد درخت، محيط هاي مرطوب و دور از سرماي شديد، در خاک هاي غني اسيدي- شرايطي مشابه شمال کشورمان- است.

در حالي که هر کشوري به داشته هاي طبيعي خود چنان تفاخر مي کند که حتي مانند لبنان و کانادا در قالب پرچم شان ظهور مي کند، از داشتن چنين نعمتي نه تنها بهره يي نمي بريم بلکه از وجودشان نيز آگاهي نداريم که آگاهي سرمايه يي است ارزشمند که هرگاه به کار گرفته شود موجب غني شدن مي شود.

در حالي که در بازارهاي اروپايي به منظور استفاده از اين درخت در طراحي هاي باغ ها قيمتي بيش از 50 يورو براي يک نهال کوچک انجيلي پرداخته مي شود، بزرگ ترين استفاده ما در تهيه زغال و صنايع دکوري و تهيه چوب سيگار و... است و حتي خيابان هاي شهرهاي شمالي با درختان نخل و اکاليپتوس تزيين مي شوند.

تصور کنيد در ميان خياباني قدم مي زنيد که حاشيه آن با انجيلي آراسته شده. حس زيبايي متعالي آن از يک طرف و آگاهي از وجود آن به عنوان يک درخت ايراني چه احساس خوشايندي را القا مي کند.

+ نوشته شده در جمعه نوزدهم تیر 1388ساعت 1:47 توسط معین |

زيست توده يكي از منابع مهم انرژيهاي تجديدشونده محسوب مي شود و به هر موجود زنده كه قابليت رشد و نمو داشته و بر مبناي قوانين طبيعي تقسيم شوند اطلاق مي شود و شامل جنگلها، اجزاء گياهان، برگها، موجودات زنده اقيانوسها، زائدات حيواني، پسماندهاي شهري و غذايي و ... مي شوند. اين مواد قابليت ذخيره انرژي در خود را دارا مي باشند. در واقع در خلال پديده فتوسنتز، دي اكسيد كربن از طريق آب و خاك و هوا توسط انرژي خورشيدي در گياهان ذخيره مي شود و باعث رشد و نمو آنها مي گردد اين انرژي خورشيدي در مواقع مصرف، قابليت تبديل به انرژي را دارا مي باشد.

زيست توده قابليت توليد برق، حرارت، سوختهاي مايع، سوختهاي گازي و انواع كاربردهاي مفيد شيميايي را دارا مي باشد. زيست توده سهم بزرگي در ميان ديگر انواع منابع انرژيهاي نو دارا مي باشد.

 

منبع : سایت سازمان انرژیهای نو ایران

1-زيست توده(بيوماس) چيست؟

زيست توده يكي از منابع مهم انرژيهاي تجديدشونده محسوب مي شود و به هر موجود زنده كه قابليت رشد و نمو داشته و بر مبناي قوانين طبيعي تقسيم شوند اطلاق مي شود و شامل جنگلها، اجزاء گياهان، برگها، موجودات زنده اقيانوسها، زائدات حيواني، پسماندهاي شهري و غذايي و ... مي شوند. اين مواد قابليت ذخيره انرژي در خود را دارا مي باشند. در واقع در خلال پديده فتوسنتز، دي اكسيد كربن از طريق آب و خاك و هوا توسط انرژي خورشيدي در گياهان ذخيره مي شود و باعث رشد و نمو آنها مي گردد اين انرژي خورشيدي در مواقع مصرف، قابليت تبديل به انرژي را دارا مي باشد.

زيست توده قابليت توليد برق، حرارت، سوختهاي مايع، سوختهاي گازي و انواع كاربردهاي مفيد شيميايي را دارا مي باشد. زيست توده سهم بزرگي در ميان ديگر انواع منابع انرژيهاي نو دارا مي باشد.

 

2-منابع زيست توده (بيوماس) كدامند؟

منابع زيست توده كه براي توليد انرژي مناسب هستند، طيف وسيعي از مواد را شامل مي شوند كه بصورت عمده به شش گروه تقسيم مي شوند:

·        سوختهاي چوبي

·        زائدات جنگلي، كشاورزي، باغداري و صنايع غذايي

·        زائدات جامد شهري (زباله ها)

·        فضولات دامي

·        فاضلابهاي شهري

·        فاضلابها، پسماندها و زائدات آلي صنعتي

 

3-توليد انرژي از زيست توده چگونه است؟

 

 توليد انرژي از منابع زيست توده (همانند سوختهاي فسيلي) به منظور توليد الكتريسيته و حرارت مي باشد. منابع زيست توده يكي از قديمي ترين منابع انرژي در جهان مي باشد.

اين منابع در صورت استفاده مستقيم قابليت توليد حرارت را دارا مي باشند. و در صورت توليد سوختهاي زيستي يا بيوگاز قابليت استفاده در موتور ژنراتورها يا پس از توليد بخار آب در توربين ژنراتورها را جهت توليد برق دارد.

 

4-گازي سازهاي زيست توده چيست؟

گازي سازهاي زيست توده، راكتورها مي باشند كه قابليت توليد گازهاي سوختي در غياب اكسيژن را دارند. ارزش حرارتي اين گازها كمتر از ارزش حرارتي گازهاي سوختي طبيعي مي باشد. اين گازها بيوگاز ناميده مي شوند.

 

5-ميزان بهره گيري بيوماس براي توليد انرژي امروزه، چه ميزان است؟

و بعد از سوختهاي فسيلي زغال سنگ، نفت و گاز طبيعي، زيست توده چهارمين منبع بزرگ انرژي در جهان است كه براي توليد حرارت (بخاريهاي هيزمي در منازل و توليد حرارت و آب گرم در صنايع) پخت و پز (خصوصاً در كشورهاي در حال توسعه) حمل و نقل (سوختهاي زيستي اتانول بيو ديزل) و توليد انرژي الكتريكي بكار مي رود. طبق برآرودهاي انجام شده در تمام دنيا Btu 15 10278 ظرفيت نصب شده زيست توده مي باشد كه Btu 15 107.2 فقط در آمريكا نصب شده است.

 

6-مزاياي بهره گيري از منابع زيست توده چيست؟

اين منابع جزء منابع تجديدشوند مي باشند چرا كه با بهره گيري از اين منابع مجدداً بطور طبيعي رشد و نمو پيدا مي كنند ضمن اينكه توليد CO2 اين منابع (در صورت بهره گيري از آنها) بطور طبيعي بوده و توليد گازهاي گلخانه اي نمي كند. از ديگر سو بعنوان يك منبع ذخيره انرژي خورشيدي عمل مي كنند كه مي توان در مواقع لزوم از آن بهره گيري نمود.

در ميان ساير منابع تجديدشونده تنها منبعي هستند كه قابليت توليد سوختهاي مايع، جامد و گازي را دارا مي باشند و اين به معناي كاربرد گسترده آن مي باشد.

+ نوشته شده در جمعه نوزدهم تیر 1388ساعت 1:35 توسط معین |

یخ دریای قطبی در قطب شمال ممکن است امسال به طور کامل از هم گسیخته شود، و به کشتی‌ها امکان دهد که تا به طور عادی از قطب منجمد زمین عبور کنند.

به گزارش لایوساینس به نقل از وب‌سایت روزنامه ایندیپندنت لندن این ذوب‌شدن بالقوه شاخص اولین باری در تاریخ بشر که قطب بدون یخ می‌شود - نشانه‌ای واضح از پدیده گرمایش جهانی است.
مارک سرز از "مرکز داده‌های برف و یخ ملی آمریک"ا در این باره می‌گوید: "این رویداد از لحاظ نمادین اهمیت زیادی دارد. انتظار بر این است که یخ در قطب شمال باشد، نه آب‌ آزاد."
سال گذشته گذرگاه افسانه‌ای شمال غربی اقیانوس منجمد شمالی با عقب نشینی یخ‌های قطبی بیش از هر سال برای کشتیرانی باز شد.
قطب شمال دارای خشکی نیست، اما تا جایی که انسان‌ها به یاد دارند، به صورت یک بلوک عظیم یخی در تمام طول سال باقی مانده است.
دانشمندان هر سال بیشتر و بیشتر شاهد ذوب شدن یخ دریای قطبی بوده اند. اما در سال‌های اخیر هر تابستان، مقدار یخ کمتر و کمتر شده است. بنابراین هر سال پس از یخبندان زمستانی لایه یخ نازک و نازکتر می‌‌شود، که در تابستان امسال ممکن است به کلی ذوب شود.
سرز به ایندیپندنت گفت: "موضوع این است که تا جایی که من می‌دانم برای اولین بار قطب شمال با یخ گسترده یک‌ساله پوشیده شده است. می‌توانم بگویم احتمال ۵۰ – ۵۰ وجود دارد که کل یخ قطب شمال ذوب شود."
در همین حال، روسیه و سایر کشورها به بحث در این مورد پرداخته‌اند که چه کسی حقوق تصرف درمنابع این منطقه از جمله ذخایر بالقوه نفت را دارد.
بررسی‌های متعدد در سال های اخیر پیش‌بینی کرده‌اند که قطب شمال در طول چند دهه ممکن است عاری از یخ شود. هشدارها در هر تابستان که لایه یخ نازک و نازکتر می‌شود، اعلام می‌شوند. در یک بررسی در که در ۱۰ ژوئن نتایج آن منتشر شد، می‌گوید که ذوب‌شدن سریع یخ‌های قطبی می‌تواند خشکی‌های یخ‌زده قاره‌ای در بالای دایره قطبی را در یک "اثر بهمنی" (snowball effect) از نوع گرم مورد تهدید قرار دهد.
سال گذشته یخ دریای قطبی در حدی رکوردشکن ذوب شد و بیش از ۳۰ درصد پایین میانگین آن کاهش یافت. در نقطه اوج ذوب‌شدن یخ‌ها در ماه سپتامبر (شهریور) دمای هوا روی خشکی در بخش غربی ناحیه قطبی، از ماه آگوست تا اکتبر، ۲ درجه سانتی‌گراد بالاتر از میانگین سال‌های ۱۹۷۸ تا ۲۰۰۶ بود.
آندرو سلیتر از مرکز ملی یخ و برف آمریکا نیز می‌گوید: "ذوب‌شدن سریع یخ دریا می‌تواند تغییرات فراگیری را باعث شود که در تمام منطقه احساس خواهد شد."

+ نوشته شده در جمعه نوزدهم تیر 1388ساعت 1:31 توسط معین |

اثر گلخانه ای ( The Greenhouse Effect) ٬ یک پدیده طبیعی است که میلیونها سال در زمین و سایر کرات منظومه شمسی در حال انجام بوده است ٬اما تعادل این روند طبیعی با فعالیت های انسانی(anthropogenic)به هم خورده ٬ و امروزه به عنوان یک مشکل زیست محیطی که منجر به گرمایش جهانیست تلقی میشود .

طی دو میلیون سال گذشته متوسط دمای سالانه زمین چندین درجه سانتیگراد بالا و پایین رفته که این روند سرد و گرم شدن و این تغیرات آثار عمده ای بر انسان  گذاشته است .

در این مورد که آیا گرمایش جهانی ( ناشی از انتشار گاز های گلخانه ای ) یا سرمایش جهانی ( ناشی از ذرات معلق)  در حال وقوع است ٬ هنوز بین دانشمندان اختلاف نظر است .

اثرات گرمایش جهانی بر کره زمین

منظور از گرمایش جهانی افزایش طبیعی یا انسان گسیخته متوسط دمای اتمسفر در نزدیک سطح زمین است. دمای نزدیک سطح زمین تحت تاثیر عوامل متعددی است از جمله : مقدار آفتابی که زمین دریافت میکند و مقدار آفتابی که زمین منعکس میکند ٬ نگهداشت گرما بر اثر هواسپهر ٬ تبخیر و چگالش  بخار آب.

نور خورشید که به زمین میرسد ٬ اتمسفر و سطح زمین را گرم میکند . بنابراین اتمسفر زمین حرارت آن را به صورت تابش های مادون قرمز با میتاباند.این بازتاب ها توسط گازهای متعددی از جمله گاز کربنیک ٬ متان٬ و انواع کلرو فلورو کربن ها(CFCs) مجددآ جذب شده و اتمسفر را گرم میکند . این به دام اندازی گرما شبیه به کار گلخانه است به همان دلیل به این فر ایند اثر گلخانه ای میگویند . اما فر ایند اصلی گرم کننده در گلخانه محدودیت سرد شدن آن از طریق محدودیت چرخش هوا (باد) به علت بسته بودن محفظه شیشه ای است  و با آنچه در اتمسفر رخ میدهد متفاوت است ٬ به همین دلیل بهتر است پدیده گلخانه ای را اثر هواسپهری بنامند. زمانی تصور میشد که دمای زیاد درون گلخانه در اثر صافی عمل نمودن یک طرفه شیشه است  اما امروزه دریافته اند که درون گلخانه عامل اصلی جلوگیری از سرد شدن همان همرفتی ( انتقال هوا به طرف بالا یا پایین در اثر حرارت ) است.

حدود ۸۵٪ از کل گرمایش گلخانه ای در سطح زمین مربوط به بخار آب در اتمسفر است ٬ و ۱۲٪ گاز های گلخانه ای. نگرانی در باره افزایش بخار آب نیست ٬ نگرانی اصلی در باره انتشارات گاز های گلخانه ای مخصوصآ گاز کربنیک است که در اثر فعالیت های انسانی حاصل میشود.

گاز های گلخانه ای : گاز کربنیک ٬ متان ٬ CFCs ٬ اکسید های ازت و ازن در لایه پایینی تروپسفر است. که همگی در سال های اخیر به شدت افزایش یافته و مقدار زیادی از تابش های مادون قرمز منتشر شده از زمین را جذب میکند.از راههای کاهش این گاز ها ٬ استفاده از انرژی های تجدید پذیر به جای سوخت های فسیلی است .

گاز کربنیک از راههای متعددی وارد اتمسفر میشود که در راس آنها سوزاندن سوخت های فسیلی توسط انسان است. ۵۰-۶۰٪ اثر گلخانه ای مربود به گاز کربنیک است که در ارتباط با مسئله گرمایش جهانی توجه بسیاری را به خود جلب کرده است.

تراکم گاز کربنیک در اتمسفر روند رو به رشدی داشته به طوری که در حدود ۱۳۰ سال پیش در آغاز انقلاب صنعتی حدود ۲۸۰ppm بوده ٬ در حال حاظر ۳۵۰ppm  است و انتظار میروند تا سال ۲۰۵۰ به ۴۵۰ppm برسد. انسان با قطع درختان ٬ سوزاندن سوخت های فسلی و تبدیل سنگ آهک به سیمان مو جب بر هم زدن چرخه کربن و در نتیجه افزایش Co2 شده است.

در رابطه با متان مشخص شده که تالاب ها ( تجزیه مواد گیاهی توسط باکتری های بی هوازی در تالاب های آب شیرین ) ٬ موریانه ها ( طی مراحل فر آوری چوب) و باز دم نشخوار کنندگان پس از گوارش سهم عمدهای در رها سازی این گاز دارد. در بین فعالیت های انسانی میتوان به شالیکاری ( فعالیت های بی هوازی شالیزارهای غرقاب آزاد) ٬ سوزاندن هیزم و پرورش گاو اشاره نمود .

اگر به انتشار گاز های گلخانه ای به خصوص گاز کربنیک همچنان ادامه دهیم انظار میرود که میانگین دمای زمین تا سال ۲۰۳۰ ٬ ۱ تا ۲ درجه سانتیگراد افزایش یابد به طوری که تغیرات نواحی قطبی به طور عمده ای بیش از این خواهد بود و پس از ذوب شدن یخهای قطبی و افزایش سطح آب اقیانوس ها ٬ مناطق ساحلی و زمین های کشاورزی زیادی زیر آب فرو روند. همچنین پیش بینی میشود بسیاری از مناطق هندوستان و بنگلادش و برخی کشور های اروپایی که در اطراف ساحل وجود دارند از بین بروند.

 

منابع :

وهاب زاده ٬ عبدالحسین . ۱۳۸۷. ( ترجمه). شناخت محیط زیست ( زمین سیاره زنده).

اردکانی٬محمد رضا.۱۳۸۶.اکولوژی.

عباسپور . مجید .مهندسی محیط زیست

دبیری . مینو . آلودگی های محیط زیست

+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم تیر 1388ساعت 1:19 توسط معین |

جنگل‌ها، سرمايه‌هاي ملي هر كشور محسوب مي‌شوند كه حفاظت و استفادة صحيح از آنها، علاوه بر ثروت‌آفريني، بقاي محيط‌زيست را نيز تضمين مي‌نمايد. در مطلب زير، راهكارهاي بيوتكنولوژي جهت حفظ و استفادة مناسب از اين سرمايه‌هاي ملي، ذكر گرديده است:

مقدمه


حدود 30 درصد از سطح كرة زمين به‌وسيلة جنگل‌ها پوشيده شده است كه 25 درصد از آن در قارة اروپا و فدراسيون روسيه و بقيه در ساير نقاط جهان قرار دارند (كل مساحت جنگل‌هاي دنيا تقريبا 9/3 ميليارد هكتار است). جنگل‌ها و مراتع از حيث تأمين مواد غذايي جامعه، مصنوعات چوبي، محصولات كاغذي، تأمين تعداد زيادي از مايحتاج عمومي جامعه، جلوگيري از فرسايش و از بين رفتن خاك و حفظ آب و نزولات آسماني، نقش مهمي را در اكوسيستم‌هاي طبيعي ايفا مي‌نمايند. بنابراين تلاش براي جلوگيري از نابودي اين منابع براي حفظ حيات انسان و همچنين كسب درآمد از اين منابع طبيعي، از اهميت حياتي برخوردار است.



به‌كارگيري بيوتكنولوژي جهت حفظ و استفادة بهينه از جنگل‌ها


به‌طور كلي، بيوتكنولوژي از طرق زير مي‌تواند در زمينة حفظ و بهره‌برداري بهينه از جنگل‌ها و مراتع مفيد واقع شود:

1- كشت سلول و بافت



با استفاده از روش‌هاي كشت بافت مي‌توان گونه‌هاي درختان جنگلي در معرض انقراض را كه در شرايط طبيعي قادر به تكثير نيستند، از نابودي نجات داد. براي حفظ اين گونه‌ها،‌ بيوتكنولوژي با هدف تكثير انبوه در شرايط كنترل شدة آزمايشگاه و سپس كشت آنها در عرصه‌هاي طبيعي، نقش حياتي در حفظ گونه‌هاي جنگلي در حال زوال ايفا مي‌كند. در حال حاضر در شمال كشور گونه‌هايي مانند نارون، هزار، زبان‌گنجشك و نيز گونه‌هايي از درختان جنگل‌هاي زاگرس با اين مشكل مواجه هستند كه براي جلوگيري از انقراض آنها مي‌توان از روش‌هاي بيوتكنولوژي استفاده كرد.
يكي ديگر از موارد استفاده از تكنيك كشت بافت در بخش جنگل، كوتاه كردن دوره تجديد نسل درختان جنگلي و همچنين كوتاه كردن زمان مورد نياز براي دستيابي به پايداري فنوتيپي در درختان جنگلي مي‌باشد.

2- نشانگرهاي مولكولي


 

2-1- شناسايي سريع و به موقع ژنوتيپ‌ها



در بررسي گونه‌ها و ژنوتيپ‌ها در برنامه‌هاي اصلاحي درختان جنگلي و غيرجنگلي، شناسايي و تمايز سريع بين مواد تحت بررسي، مدت زمان لازم براي انتخاب و اصلاح اين گونه‌ها را به‌طور چشمگيري كاهش داده و موجب تسريع فرآيند اصلاح مي‌شود. بررسي ضايعات و خصوصيات درختان جنگلي با نشانگرهاي فنوتيپي به ده‌ها سال وقت نياز است كه اين باعث كندي كار مي‌شود و زمان دستيابي به نتايج را طولاني مي‌كند. كاربرد روش‌هاي بيوتكنولوژي، به‌ويژه نشانگرهاي مولكولي مانند RFLP و AFLP، راه‌حل مناسبي براي تسريع اصلاح گونه‌هاي جنگلي و كاهش مدت زمان بررسي نتايج حاصل از كارهاي اصلاحي است. كاربرد روش‌هاي مولكولي، امكان شناسايي و ارزيابي در اولين مراحل رشد گياه را فراهم مي‌كند و زمان لازم براي رسيدن به اطلاعات مورد نياز را به حداقل مي‌رساند.

2-2- انتخاب بر اساس نشانگر به‌منظور بهبود كمي و كيفي فرآورده‌هاي جنگلي


مهمترين عواملي كه انجام برنامه‌هاي اصلاح درختان جنگلي را به شيوة سنتي محدود مي‌سازد عبارتند از:
الف) زمان بر بودن (طولاني بودن نسل‌ها در گياهان جنگلي)
ب) نبود دانش كافي در مورد روابط بين ساختارهاي ژنوتيپي و فنوتيپي درختان در يك زمان واحد
ج) وجود مشكلات زياد در كنترل فرآيند انتخاب در مورد گياهاني با گرده‌افشاني باز.
بايد توجه داشت كه نمي‌توان بر اساس خصوصيات ظاهري در مراحل اوليه رشد درختان، خصوصيات درختان بالغ را پيش‌بيني كرد و بنابراين ارزيابي كامل به روشي سنتي به زمان زيادي نياز است.

2-3- كاربرد نشانگرها در استفادة صنعتي از جنگل‌ها


سرعت رشد و فرم درخت در جنگل‌هاي صنعتي، تعيين‌كننده ارزش و بازده اقتصادي آن است. اصلاح و توليد درختان با سرعت رشد زياد و فرم متناسب، به‌منظور استفادة بهينه از منابع جنگلي، از اولويت خاصي برخوردار است و موجب افزايش بازده اقتصادي جنگل‌هاي موجود خواهد بود. افزايش بهره‌وري از جنگل و به خصوص افزايش كيفيت چوب و الوار از موارد مهم در مديريت جنگل محسوب مي‌شود. در اين زمينه، برنامه‌هاي وسيعي در نقاط مختلف دنيا و به‌خصوص در سطح اروپا با استفاده از برنامه‌هاي اصلاح كلاسيك و انتخاب به كمك نشانگر در جريان است. برخلاف بسياري از گياهان زراعي، تاريخچة انتخاب و اصلاح گونه‌هاي درختان جنگلي نسبتاً كوتاه است (بزرگترين برنامه اصلاحي سيستماتيكي كه تاكنون صورت گرفته بروي گونه‌هايي از اكاليپتوس و كاج بوده است)؛ بنابراين براي تسريع چرخة اصلاح اين درختان، ابزارهاي بيوتكنولوژي و از جمله نشانگرهاي مولكولي، مي‌توانند راه‌گشا باشند و فرآيند شناسايي صفات كمي و كيفي مطلوب را شتاب بخشند.

2-4- ساير كاربردهاي نشانگرها



از جمله كاربردهاي ديگر نشانگرهاي مولكولي در بخش جنگل موارد زير است:
شناسايي كلون‌هاي برتر، شناسايي آلودگي جنگل‌ها، برآورد تنوع ژنتيكي به منظور استفاده از آن در استراتژي‌هاي نمونه‌گيري، حفاظت ژنتيكي و حفاظت از كلكسيون‌هاي جمعيت‌هاي اصلاحي. ارزش واقعي نشانگرها را مي‌توان در به‌كارگيري آنها در تحقيقاتي ديد كه جهت فهم مكانيزم‌هاي پاية ژنتيكي و فيزيولوژيكي صورت مي‌گيرند.هم‌اكنون تحقيقات هدفمندي در جهت شتاب‌دهي به توسعة استفاده و بكارگيري نشانگرهاي مولكولي جهت غربال‌گري گونه‌هاي جنگلي در سطح دنيا در حال انجام است.

3- مهندسي ژنتيك


برخي از استراتژي‌هاي اصلاحي در درختان جنگلي، بر روي افزايش كمي صفاتي است كه از قبل وجود داشته‌اند. در حالي كه در برخي از استراتژي‌ها، هدف، وارد كردن صفاتي جديد به گياه ميزبان است. تكنيك‌هاي DNA نوتركيب در هر دو مورد مي‌تواند مؤثر باشند. مهندسي ژنتيك مي‌تواند جهت اصلاح درختان جنگلي در زمينه‌هاي مختلفي به‌كار ‌رود. برخي از اين زمينه‌ها عبارتند از:

3-1- ايجاد گونه‌هاي جنگلي مقاوم به آفات و بيماري‌ها


يكي از روش‌هاي حفظ گونه‌هاي مهم جنگلي، حفاظت آنها از آفات و بيماري‌هاي شايع است. گفتني است كه تعدادي از گونه‌هاي مهم جنگلي كه از اهميت زيادي برخوردارند، در جنگل‌هاي صنعتي شمال كشور، در اثر حملة برخي از بيماري‌هايي كه اپيدمي شده‌اند، رو به انقراض و نابودي هستند (از جمله بيماري مرگ درختان نارون). براي جلوگيري از زيان وارده و انقراض اين گونه‌ها، اقدامات جدي بايد به عمل آيد. از طرفي، استفاده از سموم، موجب برهم خوردن تعادل زيست‌محيطي، صرف هزينه زياد و مقاومت تدريجي آفات به سموم مي‌شود و از نظر عملي نيز كاربرد سموم در چنين سطح گسترده‌اي امكان‌پذير نيست. در اين رابطه مي‌توان از روش‌هاي مطمئن و بدون زيان‌هاي زيست‌محيطي مانند انتقال ژن‌هاي مقاوم به عوامل قارچي و باكتريايي بيماري‌زا، استفاده كرد. براي جلوگيري از زيان حشرات، مي‌توان ژن‌هايي را كه كدكننده يكسري مواد كشنده حشرات هستند به گياه منتقل كرد و گياه را در برابر حمله آفات، مقاوم ساخت. در اين رابطه، انتقال ژن Bt به درختان جنگلي، معمول‌ترين شيوه‌اي است كه تاكنون استفاده شده است.‌ براي مثال، در سال 1990، حدود 60 درصد از كل برنامه‌هاي كنترل آفات در آمريكاي شمالي، به‌خصوص مبارزه با كرم جوانه (Budworm) و نوعي پروانه (Gypsy moth) با استفاده از باكتري Bt انجام شده است.
البته محدوديتي كه در استفاده از Bt وجود دارد، اين است كه طيف عمل باكتري Bt بسيار باريك است، يعني تنها بر گروهي از آفات تأثيرگذار است. همچنين نور آفتاب مي‌تواند اسپور و سم اين باكتري را غيرفعال كند. البته بيوتكنولوژي توانسته است با شناسايي و انتخاب باكتري‌هاي اصلاح شدة مؤثرتر و همچنين تكنولوژي DNA نوتركيب، نقش مهمي را در ايجاد مقاومت درختان جنگلي به آفات بازي نمايد. آمارهاي مربوط به كشور آمريكا نشان مي‌دهد، سالانه يك ميليارد دلار بر اثر حمله حشرات و بيماري‌ها به جنگل‌هاي اين كشور خسارت وارد مي‌آيد. اگر مطالعه‌اي جامع در مورد خسارت ناشي از آفات و بيماري در كشور صورت گيرد، مشخص مي‌شود كه رقم ضرر و زيان در كشور ما نيز بالا است. مثال‌هاي موفقي كه در زمينة توليد درختان مقاوم به حشره در سطح دنيا وجود دارد عبارتند از: صنوبر، كاج و اكاليپتوس مقاوم به حشره.

3-2- ايجاد گونه‌هاي جنگلي مقاوم به تنش‌هاي غير زنده(سرما، خشكي، شوري و غيره)


از جمله فاكتورهاي محدودكنندة كشت گونه‌هاي جنگلي در برخي مناطق، وجود شرايط نامساعدي چون كمبود آب، شوري خاك و سرما است. روش‌هاي بيوتكنولوژي براي غلبه بر اين محدوديت‌ها نيز مورد استفاده قرار مي‌گيرند. در اين زمينه، استراتژي‌هاي مختلفي وجود دارد كه از آن جمله انتقال ژن‌هاي مقاومت در برابر تنش‌هاي محيطي به گونه‌هاي حساس است. براي مثال، انتقال ژن‌هاي القاپذير در مقابل تنش كم‌آبي، گرما و سرما به گياهان، براي تحمل شرايط كمبود آب و نيز توليد پايه‌هاي مقاوم به شوري كه امكان استقرار گونه‌ها را در زمين‌هاي شور فراهم آورد. در ارتباط با عرصه‌هاي جنگلي كشور، كمبود آب و نزولات جوي،‌ به‌ويژه در جنگل‌هاي زاگرس، از عوامل عمدة كاهش رشد و استقرار گونه‌ها است. با توجه به گسترة وسيع اين جنگل‌ها و اهميت آنها از نظر اكولوژيكي و نيز حفظ خاك و نزولات آسماني،‌ تحقيقات پيرامون حل مشكلات فراروي اين جنگل‌ها، حايز اهميت ملي است. در اين رابطه توليد پايه‌هاي مقاوم در مقابل تنش‌هاي خشكي با استفاده از روش‌هاي مهندسي ژنتيك و بيوتكنولوژي،‌ اهميت به‌سزايي در حفظ منابع طبيعي كشور دارد.

3-3- افزايش توليد چوب


بر اساس گزارش (FAO 2001-1999)، مصرف الوار صنعتي جهان در سال 2000، بين 6,1 تا 2,2 ميليارد متر مكعب بوده است. مصرف چوب، سالانه حدود 7,1 درصد رشد دارد و پيش‌بيني مي‌شود تا سال 2010 مصرف چوب حدود 20 درصد (9,1 ميليارد مترمكعب) بيش از زمان حال خواهد شد. در حال حاضر فرآورده‌هاي چوبي، يك صنعت 400 ميليارد دلاري را در سطح جهان به خود اختصاص داده است و حدود 3 ميليون نفر را در سراسر گيتي به‌كار گرفته است. بنابراين مشاهده مي‌شود كه با ورود مواد جايگزين چوب به بازارهاي جهان، نه‌تنها چوب ارزش خود را از دست نداده است، بلكه ميزان مصرف آن مرتباً در حال افزايش است. در اين زمينه بيوتكنولوژي با توليد پايه‌هاي داراي رشد بيشتر و سريع‌تر و نيز چوب باكيفيت‌تر، مي‌تواند نقش مهمي ايفا نمايد. بايد گفت كه بهبود كيفي الياف سلولزي گونه‌هاي جنگلي،‌ نيازهاي صنايع كاغذسازي را نيز تامين كرده و نياز جامعه را در اين زمينه برطرف خواهد كرد كه در قسمت بعدي مورد بحث قرار گرفته است.

3-4- بهبود كيفيت چوب مورد استفاده در صنعت كاغذسازي


كيفيت چوب، يكي از الزامات صنعت كاغذسازي است. در صنعت كاغذسازي، چوبي با كيفيت محسوب مي‌شود كه ميزان سلولز آن زياد و ميزان ليگنين آن پايين باشد. در روش‌هاي سنتي، براي جداسازي ليگنين از چوب، از مواد شيميايي استفاده مي‌شود كه گاهاً خطرناك و نيازمند صرف انرژي و هزينة زياد است. بنابراين افزايش نسبت سلولز به ليگنين از طريق ژنتيكي، علاوه بر افزايش كيفيت چوب و همچنين افزايش رشد درختان، مي‌تواند آلودگي‌هاي حاصل از كارخانجات كاغذسازي را كاهش دهد. در اين زمينه، مهندسي ژنتيك از طريق راه‌كار آنتي‌سنز (Antisense) مي‌تواند بيوسنتز ليگنين را اصلاح كرده و درصد آن را در چوب كاهش دهد و بنابراين هزينه‌هاي توليد خمير كاغذ و به همان اندازه مصرف مواد شيميايي و انرژي را در ساخت خمير كاغذ كاهش دهد.

محدوديت‌هاي استفاده از مهندسي ژنتيك در بخش جنگل و افق‌هاي آينده


يكي از محدوديت‌هاي استفاده از مهندسي ژنتيك در بخش جنگل، نگراني از فرار ژن‌هاي مهندسي‌شده، به درون جمعيت‌هاي وحشي است كه احتمال مي‌رود به مرور زمان، الگوي طبيعي جنگل را دچار تغيير كند. البته اين نگراني را مي‌توان از طريق توليد درختان مهندسي‌شدة عقيم، تا حدود زيادي مرتفع كرد.
فاكتور مهم ديگري كه استفاده از مهندسي ژنتيك را در گونه‌هاي جنگلي محدود مي‌سازد، عدم وجود دانش كافي در مورد زيربناي مولكولي صفاتي در درختان است كه از لحاظ صنعتي براي انسان مهم‌تر هستند و ارتباط بيشتري با رشد درختان و كيفيت چوب دارند. اين محدوديت نيز با تكميل ژنوم برخي درختان مهم جنگلي، مانند صنوبر، كاج، سپيدار و همچنين ايجاد بانك‌هاي اطلاعاتي EST در حال رفع شدن است.
محققين بر اين باورند كه پيشرفت دانش مولكولي با ساخت نقشه‌هاي ژني و توالي‌يابي ‌ژنوم گونه‌هاي جنگلي اين امكان را فراهم كرده است تا دستورزي چندين ژن به‌طور همزمان براي دستيابي به صفات اقتصادي مهم، قابل انجام شود.

نتيجه‌گيري



در مطالب فوق، مشاهده شد كه بيوتكنولوژي مي‌تواند در بخش جنگل نيز مانند ساير زمينه‌ها، بسيار مفيد واقع شود. بنابراين با توجه به وسعت زياد جنگل‌ها و مراتع كشور (سطح جنگل‌هاي كشور بالغ بر 12 ميليون هكتار است كه از اين سطح، حدود 5/1 ميليون هكتار جنگل‌هاي صنعتي خزري، 5,4 ميليون هكتار جنگل‌هاي منطقه زاگرس و بقيه جنگل‌هاي پراكنده مركزي، جنوبي و ارسباران است) و اهميت حياتي اين منابع، هرگونه تحقيقي كه منجر به افزايش توليد و يا دفع ضايعات اين بخش شود،‌ منجر به بازده كلان اقتصادي خواهد شد.
جنگل‌ها و مراتع كشور، از منابع طبيعي تجديدشونده هستند و براي حل مشكلات اين منابع بايد به گونه‌اي عمل كرد كه موجب به بار آمدن ضايعات زيست‌محيطي نشود و با حداقل سرمايه‌گذاري بتوان به حداكثر بهره‌برداري زسيد. كاربرد بيوتكنولوژي و مهندسي ژنتيك با هدف افزايش بازده از يكسو و جلوگيري از خسارات و ضايعات از سوي ديگر، اين امكان را به‌وجود مي‌آورد تا با حداقل ضايعات زيست محيطي و صرف حداقل سرمايه به حداقل رسيده، توليد در سطح كلان افزايش يافته و توسعة پايدار محقق شود. علاوه بر اين، در صورت توجه بيشتر به بيوتكنولوژي جنگل، امكان اشتغال‌زايي مناسبي وجود دارد.

مآخذ:


نادري‌ شهاب‌، محبت‌علي. 1377. تحقيقات‌ بيوتكنولوژي‌ در راستاي‌ افزايش‌ بازده‌ جنگلها و مراتع‌. رهيافت‌، شماره‌ 19.

+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم تیر 1388ساعت 1:4 توسط معین |

عمل فرسايش بيشتر بوسيله آب و باد صورت مي گيرد. بادهاي مداوم در اثر ايجاد اختلالاتي در زندگي گياه و تبخير رطوبت زمين كه منجر به خشكي بيش از حد خاك مي گردند، سبب مي شوند كه تجديد حيات نباتات متوقف و يا به كندي صورت گيرد و با كم شدن پوشش گياهي عمل فرسايش آغاز شود. اگر انسان هم با بهره برداري بي رويه از بين رفتن گياهان را ناخواسته تسريع نمايد آنگاه مراكز مهم زراعتي و صنعتي و مسكوني در معرض تهديد قرار مي‌گيرند.
جنگل به كمك شاخ و برگ درختان، از سرعت باد مي كاهد و با ريشه گياهان، خاك را حفظ مي كند و مانع ايجاد فرسايش مي شود. به علت آرام بودن هواي داخل جنگل تبخير بسيار ناچيز بوده و خطر خشك شدن خاك كه از شرايط مهم آغاز فرسايش است از بين ميرود. نزولات آسماني در مناطق فاقد نباتات در روي زمين به  شكل سيل جاري مي شوند و چون مقاومتي در برابر خود نمي بينند ذرات ريز و درشت خاك را حمل مي كنند و بتدريج در مسير خود و يا در پشت سدها و درياچه ‌ها رسوب مي دهند، گاهي سبب طغيان رودخانه‌ها مي گردند و خسارات جانبي و مالي زيادي بار مي‌آوردند. در مناطقي كه پوشش گياهي وجود دارد، هنگام بارندگي قطرات باران به علت انرژي كه در مسير خود و همچنين تاثير قوه جاذبه زمين كسب مي كنند و مي توانند موجب متلاشي شدن ذرات خاك و جآبجايي ان شوند در اثر برخورد به شاخ و برگ گياهان به ذرات بسيار ريز تبديل گشته و به آهستگي روي خاك مي رسند. از طرفي بقاياي نباتي كف جنگل و چراګاه همچون اسفنجي آب حاصل از بارندگي را د رخود جذب نموده و به آهستگي روي خاك رها مي كند و بدينوسيله خطر شتشوي خاك از بين رفته و خاك حفظ مي شود. در مورد نقش‌ پوشش‌ سطح‌ خاك‌ در كاهش‌ ضربه‌ قطرات‌ باران‌ ازمايشي‌ توسط‌ يكي‌ ازمتخصصين‌ مربوطه‌ (Hadson) در دو قطعه‌ زمين‌ انجام‌ گرفته‌ است‌. در اين‌ ازمايش‌ ابتدا علفهاي‌ موجود زمين‌ با دست‌ كنده‌ شده‌ و سپس‌ زمين‌ به‌ دو قطعه‌ مساوي‌ تقسيم‌ شده‌ است‌. روي‌ يكي‌ ازقطعات‌ دو لايه‌ تور سيمي‌ ريز بافت‌ قرار داده‌ شد قطرات‌ باران‌ در اثر برخورد با ان‌ شكسته‌ شده‌ وبه‌ صورت‌ قطرات‌ بسيار ريزي‌ درا مد (شكسته‌ شدن‌ قطرات‌ عيناً توسط‌ شاخه‌ و برگ‌ پوشش‌ نباتات‌ هم‌ صورت‌ مي‌گيرد) خاك‌ از دست‌ رفته‌ از اين‌ دو قطعه‌ (قطعه‌ پوشيده‌ شده‌ با تور سيمي‌ وقطعه‌ لخت‌) در طول‌ ۱۰ سال‌ اندازه‌گيري‌ شد.  نتايج‌ بدست‌ آمده‌ از ۱۰ سال‌ ازمايش‌ نشان‌ دادكه‌ خاك‌ از بين‌ رفته‌ از قطعه‌ لخت‌ بيش‌ از ۱۰۰ برابر خاك‌ فرسايش يافته‌ از قطعه‌ پوشش‌دار مي‌باشد.

گذشته‌ از اين‌ فرسايش‌ خاك‌ در منطقه‌ جنگلي‌ با فرسايش‌ خاك‌ در مناطق‌ ديگر تفاوت‌ دارد اگرچه‌ هر دو بلايي‌ است‌ كه‌ بر خاك‌ وارد مي‌شود ولي‌ خاكهاي‌ مناطق‌ جنگلي‌ بسيار حاصلخيزتر ازمناطق‌ ديگر است‌ با فرسايش‌ خاك‌ مواد حاصلخيزي‌ كه‌ طي‌ ساليان‌ متمادي‌ در خاك‌ ذخيره‌ شده‌اند از دست‌ ميرود. در تحقيقات‌ انجام‌ شده‌ در يكي‌ از ايالتهاي‌ امريكا (New Hampshire) ثابت‌ شده‌ است‌ كه‌ پس‌ از بريدن‌ درختان‌ يك‌ جنگل‌، جريان‌ آب‌ حاصل‌از بارندگي‌ در عرض‌ دو سال‌ در هر هكتار ۹۵ كيلوگرم‌ نايتروجن ‌ نيتراتي‌ و ۸۹ كيلوگرم‌ كلسيم‌ را از بين‌برده‌ است‌ در حاليكه‌ در يك‌ جنگل‌ دست‌ نخورده‌ ميزان‌ نايتروجن‌ نه‌ تنها از بين‌ نرفته‌ بلكه‌ در هر هكتار۲دو كيلوگرم‌ نيز به‌ ميزان‌ ان‌ افزوده‌ شده‌ است‌. اين‌ مقدار نايتروجن‌ از باران‌ دريافت‌ شده‌ است‌. همچنين‌كلسيم‌ از بين‌ رفته‌ بسيار كم‌ بوده‌ و مقدار ن‌  هفت كيلوگرم‌ در هكتار بوده‌ است‌.

+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم تیر 1388ساعت 0:47 توسط معین |

 

حوزه آمازون كه جنگل مملو از درختان پهن‌برگ و خزان‌پذیر آمازون در آن واقع شده، مساحتی معادل 7 میلیون كیلومترمربع دارد. این جنگل پرباران حدود 5/5 میلیون كیلومتر مربع این حوزه را اشغال كرده است.

جنگل آمازون متعلق به 9 ملت مختلف است كه برزیل به تنهایی مالكیت 60 درصد از این گنجینه را در دست دارد. آمازون بیش از نیمی از جنگل‌های پرباران باقیمانده زمین را در خود جای داده و تنوع گونه‌‌های گیاهی و جانوری آن با هیچ جای دیگر قابل مقایسه نیست. كارشناسان گیاه‌شناسی تعداد گونه‌های درختی این جنگل را در هر 5/2 جریب (هر جریب معادل 4050 مترمربع) 700 گونه اعلام كرده‌اند. این در حالی است كه تعداد گونه‌های گیاهی در چنین مساحتی دوبرابر این رقم است. نكته‌ای كه باید به آن توجه داشت دانسیته بسیار بالای درختان است.

 

ارتفاع بسیاری از این درختان به 130 متر می‌رسد آنچنان كه جنگل در روز نیز همانند شب تاریك به نظر می‌رسد. تاج پوشش این درختان خانه هزاران گونه حشره و پرنده ناشناخته است. راجع به اركیده‌هایی كه روی این درختان می‌رویند چندان چیزی نمی‌دانیم. درباره مگس‌ها، سوسك‌ها، پروانه‌ها و هزاران حشره‌ای كه لابه‌لای شاخ و برگ این درختان زندگی می‌كنند، اطلاعات ما تقریبا هیچ است. به سختی می‌توان باور كرد كه این درختان در خاك تقریبا تهی از تركیبات مغذی، این چنین بالیده‌اند. اگر لیستی از مواد غذایی موجود در خاك آمازون را به یك كارشناس گیاهی نشان بدهید، احتمالا خواهد گفت كه چیزی جز كاكتوس در این خاك نخواهد رویید.

 

پس این همه تنوع گیاهی از كجا آمده است. خاك جنگل پرباران آمازون تنها 20 درصد از تركیبات مغذی را در خود نگه داشته و 80 درصد باقیمانده در پیكره گیاهان و درختان پنهان شده است. تبیین این موضوع آسان است. منطقه آمازون دارای دو فصل خشك و پرباران است. در فصل باران سطح آب رودخانه آمازون به طرز چشمگیری بالا می‌آید.

 

در بعضی جاها ارتفاع آب به 15 متر بالاتر از چیزی كه در فصل خشكی است می‌رسد و این یعنی اینكه در فصل باران بخش‌های بزرگی از جنگل غرقاب می‌شود. آب در اینجا مانند یك مكانیسم سترگ برای مبادله و جابه‌جایی مواد غذایی كه برای جنگل حیاتی است، عمل می‌كند. وظیفه خاك در جنگل پرباران شبیه به اسفنج است.كافی است تا رسیدن فصل باران بعدی، مقداری از مواد غذایی را برای سرپا نگه داشتن درختان در خود حفظ كند.

در جنگل آمازون تنها بیش از 2700 گونه گیاهی متعلق به تیره بروملیاد وجود دارد. مشهورترین گونه این خانواده همان آناناسی است كه می‌خوریم.این گونه‌ها به رنگ‌های متنوع آبی، ارغوانی، قرمز و نارنجی به خوبی خودشان را با محیط سازش داده‌اند و آنها را در همه جای آمازون از روی زمین گرفته تا روی صخره‌ها و تنه سایر گیاهان و درختان می‌توان به فراوانی دید. این گیاهان می‌توانند رطوبت مواد غذایی را از طریق هوا جذب كنند به همین خاطر اینچنین بسط یافته‌اند. برخی كارشناسان می‌گویند گاه وزن بروملیادهای دارزی روی شاخه یك درخت آنقدر بالا می‌رود كه باعث شكستن شاخه می‌شود. برگ‌های گونه‌های مختلف آناناس نیز خود دنیای دیگری است.

 

این برگ‌ها به خاطر همپوشی كه با هم دارند، باعث جمع شدن آب باران در وسط خود می‌شوند و بدین ترتیب اكوسیستم‌های كوچكی به وجود می‌آید كه زیستگاه جانوران ذره‌بینی، حشرات و حتی قورباغه‌ها، سمندرهای كوچك و حلزون‌هاست. برخی از این جانوران تمام عمرشان را در این دریاچه‌های كوچك گیاهی می‌گذرانند. 

شاید لازم نباشد درباره اركیده‌های بی‌همتای آمازون چیزی بگوییم. این گل‌های فریبنده با تقلید از ظاهر حشرات و بوی تندی كه در فضا می‌پراكنند، حشرات گرده‌افشان را به سوی خود جلب می‌كنند. سوسن آبی كه بزرگترین گل جهان است و قطر آن به دو متر می‌رسد نیز در آب‌های راكد آبگیرها یا در بخش‌های ساكن رودخانه‌های آمازون به حیات خویش ادامه می‌دهد: این گل اگرچه بسیار بزرگ به نظر می‌رسد اما بسیار ظریف و سبك است و به راحتی روی آب شناور می‌ماند. در آمازون دریاچه‌هایی را می‌توان یافت كه مملو از این گل‌هایند و چنین به نظر می‌رسد كه كسی سطح آب را با سوسن‌ها مفروش ساخته است.

درخت كاپوك كه بزرگترین درخت جنگل‌های آمازون است، 60 متر بلندی و تنه آن تا 5/3 متر قطر دارد. این درخت غول‌پیكر، زیستگاه بسیاری از حشرات، قورباغه‌ها، پرندگان و گیاهان دارزی است. یكی دیگر از بازدیدكنندگان همیشگی كاپوك، خفاش‌ها هستند كه وظیفه گرده‌افشانی این درخت را نیز برعهده دارند. تقریبا هزار گونه خفاش در جنگل‌های آمازون حضور دارند كه یكی از آنها خفاش خون‌آشام است كه تنها خفاش خون‌آشام حقیقی جهان محسوب می‌شود.

 

تنوع گونه‌های جانوری ساكن آمازون خیره‌كننده است. طبق گزارش آكادمی ملی علوم، هر چهار مایل مربع جنگل پرباران آمازون دارای 125 گونه پستاندار، 400 گونه پرنده، 100 گونه خزنده، 60 گونه دوزیست و 150 گونه مختلف پروانه است. درباره قارچ‌ها و اغلب موجودات كوچك چیزی نمی‌گوییم. تنها در اندكی از خاك آمازون می‌توان 5 هزار نوع باكتری یافت كه درباره آنها هم مطلقا چیزی نمی‌دانیم؛ این یعنی حیات‌وحش كامل.

«تاپیر» این بزرگترین علف‌‌خوار جنگل‌‌های آمازون با آن ظاهر عجیب و دماغ خرطوم‌مانندش خاطره پستانداران باستانی را زنده می‌كند. اما افسوس كه اكنون انقراض، سخت در كمین‌اش نشسته است. جگوار نیز كه بزرگترین گربه آمریكا و شكارچی قدرتمند راس هرم غذایی است قربانی آزمندی سیری‌ناپذیر انسان و چشمداشت ناپاك او به پوست زیبایش شده است.

 

این گربه باشكوه در چشم برهم زدنی از درخت بالا می‌رود و لابه‌لای شاخه‌ها خود را از چشم نامحرمان پنهان می‌كند. جگوار به كمك پنجه و آرواره قدرتمندش می‌تواند شكارهای بزرگی مانند تاپیر، میمون‌ها و گوزن‌ را از پا درآورد. گاه اگر مجبور شود سراغ خزندگان و لاك‌پشت‌ها هم می‌رود. اكنون این جانور استثنایی در بسیاری از بخش‌ها در خطر انقراض قرار گرفته است.

سلطان آب‌های آمازون انگار كه اوضاع بهتری دارد. آناكوندا كه از بزرگترین و سنگین‌ترین مارهای جهان است از سم بی‌نیاز است. این هیولای غول‌پیكر در كمین قربانی می‌نشیند و بعد خود را به دور او حلقه می‌كند. آناكوندا از چنان قوای عضلانی برخوردار است كه می‌تواند تمام استخوان‌های قربانی را خرد كند.

 

او می‌تواند به آرامی یك گاو تنومند را درسته قورت دهد. یك وعده غذایی اینچنینی تا یك سال او را سیر نگه می‌دارد. بهتر است درباره تنوع مورچه‌های آمازون چیزی نگوییم. نتایج یك بررسی نشان داده كه در هر مترمربع از لاشبرگ‌های كف جنگل، بیش از 50 گونه مورچه پیدا می‌شود. به راستی جنگل پرباران مبهم و دست‌نیافتنی است.

+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم تیر 1388ساعت 0:45 توسط معین |

1ـ كنترل آبهای سطحي و تغذيه آبهای زيرزمينی

 

عرصه جنگلها و مراتع در اثر فعاليت جانوران وريشه دواندن گياهان و درختان به داخل آن دارای منافذ متعددي است وقادرست مقدارزيادی آب را درخود نفود داده و ذخيره كند. ميزان آب نفوذی برحسب نوع جنگل 500  تا 2000 مترمكعب  درسال ودرهرهكتاربرآورد میشود كه اين  مقدار به مراتب بيشتراززمينهاي غيرجنگلي است.

 

2- اثرجنگل درتعديل آب و هوای يك منطقه

 

وجود  رسنتی ها،  بخصوص  جنگل  د رتعديل حرارت محيط موثراست وحرارت فعلي و وزانه سطح زمين را متعادل میكند و باعت اعتدال آب و هوا مي گردد، زيرا در تابستان  قسمتي از انرژي حرارتي  خورشيد را جذب  نموده  و باعث  تقليل حرارت  زمين می‌گردند  و در زمستان به  منزله  روپوشي براي آن به شماررفته  و مانع ا زدست دادن  حرارت  آن مي گردند.  بنا  به اصل  فوق پوشش  يك  جنگل  با مقايسه نقاطی كه عاري از درخت ميباشد باعث پايين آوردن حداكثرحرارت وبالا بردن حداقل آن مي گردد وچون دردوجهت مخالف صورت  ميگيرد، درمعدل  كلي  حرارت تغييري حاصل نمي شود، بلكه آب و هواي محيط را متعادل مي سازدازاين گذشته تبخيرناچيزو بالا بودن رطوبت نسبي هوا در جنگل  نيز به اين امر كمك می كنند.

3ـ نقش جنگلها ومراتع درمبارزه با آلودگی هوا

 

آلودگي هوا چه درمناطق  شهري بوسيله  وسايل دود زا وكارخانجات وسايرمنابع آلوده كننده و چه درمناطق بياباني دراثرحركت و جابجائي ماسه ها وگرد وغبا ربوسيله باد  وجود  دارد.  مواد  سمي موجود درهواي شهرها فقط ازلوله اگزوزماشينها ويا دودكش كارخانه هاي داخل شهرخارج نميشود شود بلكه بادهايي كه ازاطراف مي وزند سبب مي گردند  كه  گرد و غبار و گازهاي  كارخانه‌هاي اطراف را هم وارد شهر نمايند و به غلظت  مواد سمي هواي مناطق مسكوني  بيافزايند. درختان در جلوگيري و كاهش آلودگي هوا كه دربالا ذكرشد نقش اساسي دارند.

4ـ اثر جنگل ها و مراتع درتلطيف هوا

جنگل ها  و مراتع  و به طور كلي گياهان  سبز در نتيجه عمل كربن‌گيري مرتباً گاز كربنيك هوا را كه در اثر تنفس  حيوانات و انسان  و فعل و انفعالات شيميايي  و آلودگيهاي  محيط زيست  وارد هوا مي شوند  جذب  نموده  و گاز اكسيژن را كه  يك ماده حياتي براي موجودات زنده  به شمار مي رود  پس مي دهند.  در مجموع حدود 60 درصد از اكسيژن مصرفي جهان  بوسيله فضاي  سبز تامين  مي شود از اين رو تلطيف هوا و تأمين اكسيژن  مورد  نياز جانداران ازفوايد مهم جنگل و فضاي سبزمي باشد.

5- تاثير جنگل ها و مراتع در مبارزه با فرسايش و حفظ و توليد خاك

عمل فرسايش بيشتر بوسيله آب و باد صورت مي گيرد.بادهاي مداوم دراثرايجاد اختلالاتی در زندگي گياه وتبخيررطوبت زمين كه منجر به خشكي بيش ازحد خاك مي گردند، سبب ميشود كه تجديد حيات نباتات متوقف ويا به كندي صورت  گيرد و با كم  شدن پوشش گياهي عمل فرسايش آغازشود.

اگر انسان هم با بهره برداري بي رويه،ازبين رفتن گياهان را  ناخواسته  تسريع نمايد آنگاه مراكز مهم كشاورزي و صنعتي  و  مسكوني درمعرض  تهديد قرارمي‌گيرند .جنگل به كمك شاخ و برگ درختان ، از سرعت  باد مي كاهد و باريشه گياهان،  خاك راحفظ ميكند و مانع ايجاد فرسايش مي شود. بعلت آرام بودن هواي داخل جنگل  تبخيربسيار ناچيز بوده وخطرخشك شدن خاك كه ازشرايط مهم آغازفرسايش است ا زبين مي‌رود.  نزولات آسماني درمناطق  فاقد گياه درروي زمين به صورت هرز آبهاي  سيل  آسا جاري مي شوند وچون مقاومتي دربرابرخود نمي ينند ذرات ريزودرشت خاك را حمل مي كنند وبتدريج در مسير خود و يا درپشت سدها ودرياچه ها رسوب مي دهند،  گاهي  سبب  طغيان  رودخانه‌ها  مي گردند و خسارات جانبي و مالي زيادي بارمي آورند

در مناطقي  كه  پوشش  گياهي  وجود  دارد، هنگام بارندگي  قطرات باران  به علت انرژي كه د رمسير خود وهمچنين تاثير قوه جاذبه زمين كسب مي كنند و مي توانند موجب متلاشي شدن ذرات خاك و جابجايي آن شوند دراثر برخورد  به شاخ  و برگ  گياهان  به ذرات بسيارريزتبديل گشته وبه  آهستگي روي  خاك مي رسند. ازطرفي بقاياي نباتي كف جنگل و مراتع همچون  اسفنجي آب  حاصل از بارندگي را د ر خود جذب  نموده و به آهستگي روي خاك رها مي كند  و بدينوسيله خطرشتشوي خاك ازبين رفته و خاك حفظ  مي شود.

6- نقش‌ جنگلها و مراتع‌ در جلوگيري‌ از رانش‌ زمين

‌رشد  درختان‌  دردامنه‌ها سبب‌ افزايش‌ پايداري‌  خاك‌ مي‌گردد.ريشه‌ درختان‌ با فرورفتن‌ درخاكهاي‌ حساس‌ به‌ لغزش‌ مانند ستونهايي‌عمل‌ كرده‌ و با  ايجاد   شبكه‌ متراكم‌ ريشه‌اي‌  از بهم‌  پاشيدن‌  قطعات‌ يا  بلوكهاي‌ لغزشي‌ جلوگيري‌  مي‌كنند.

7- اهميت جنگل در جلوگيري از سر و صداي محيط

 

يكي  ازآثارنامطلوب صنعت  ايجاد  سر و  صدا  در مناطق  مسكوني  است  كه  در اثر تراكم  جمعيت، وسايط نقليه موتوري، كارخانه ها و وسايل و ماشين- آلات ساختماني و ساختمان سازي توليد مي شود. اگر اقدامات لازم  در جهت  كمتر نمودن  سر و  صدا  د ر شهرهاي   صنعتي  بزرگ و  نزديك فرودگاه ها انجام  نگيرد،  مي تواند  ناراحتي‌هاي عصبي  و روحي ببار آورد. علاوه بر اقدامات فني لازم براي جلوگيري  از سرو صداي  محيط، جنگل كاري   و  ايجاد   فضاي  سبز  در  داخل شهرها  و اطراف  مناطق صنعتي و  فرودگاهها به ميزان قآبل ملاحظه اي از سرو صدا مي‌كاهد .

 

8- اهميت جنگل و فضاي سبز به عنوان تفرجگاه براي انسان

 

جنگل  و پارك  و فضاي  سبز در داخل واطراف شهرها  به مردم  خسته از زندگي  ماشيني  و سر و صداي  محيط اين امكان را مي دهد  كه  بتوانند ايام  فراغت  را  در اين  مكان  به  استراحت  و تفريح بپردازند و بچه ها از آپارتمان  بيرون آيند و جهت تقويت  فكر و بدن خود  در محيطي  آرام و با  هوايي  سالم  به  بازي  بپردازند .   طبيعت همواره  با  زيبائي هاي  خود  نظر انسان را  به خود  جلب مي نمايد  و گياهان  يكي  از عوامل مهم زيبايي طبيعت بشمارمي روند.

+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم تیر 1388ساعت 0:41 توسط معین |

کشور ایران با وسعتی معادل 165 میلیون هکتار ( 1648195 کیلو متر مربع) بین ۴/۲۵ ۴/۳۹ درجه عرض جغرافیایی و ۴۴ تا ۵/۶۳ درجه طول شرقی در جنوب غربی آسیا و کمربند خشک دنیا واقع شده است. حدود 60 درصد آن را مناطق کوهستانی و یک سوم آن را مناطق بیابانی (کویری) می پوشاند. رشته کوه های اصلی آن عبارتند از سلسله
جبال البرز در شمال (ساحل جنوبی دریای خزر) که در جهت شرقی- غربی و سلسله جبال زاگرس که در جهت شمال
غربی- جنوب شرقی امتداد دارند. بین این دو رشته کوه فلات مرکزی ایران قرار دارد که در آن میزان نزولات بسیار
پائین (بعضا 30 میلی متر در سال) ولی درجه حرارت بسیار بالا (بعضا 55 درجه سانتی گراد) و در عین حال بسیار
متغیر و دارای اختلاف فاحش بر حسب فصول سال، ماه ها و شب و روز است. به عقیده بسیاری از جغرافی دانان و
اکولوژیست ها فلات مرکزی ایران دارای یکی از بیابان های معروف و بارز جهان به شمار می رود به طوری که چاله لوت
در جنوب شرقی فلات مرکزی را از خشک ترین و گرم ترین نقاط دنیا معرفی می نمایند.
از نظر فیزیوگرافیک، سطح کشور دارای 48 درصد دشت و دامنه و فلات و 52 درصد مناطق کوهستانی و تپه ماهور
می باشد. کشور ایران که در مرکز یک چهار راه اقلیمی واقع گردیده است، وارث تنوع اقلیمی و به تبع آن تنوع گیاهی
گسترده ای است به طوری که تاکنون حدود 8000 گونه گیاهی از آن گزارش شده است که این تعداد گونه گیاهی،
گیاهی جهان قرار داده است. (Speciation) ایران را در زمره یکی از ده خاستگاه مهم گونه زایی
چهار ناحیه عمده فیتوژئوگرافیک جهان در ایران با همدیگر تلاقی می کنند به شرح ذیل می باشد:
1) ناحیه اروپا- سیبری شامل سواحل جنوبی دریای خزر و ارسباران که 5 درصد فلور ایران شامل 80 گونه درختی و
50 گونه درختچه ای در آن رویش دارند. این ناحیه دارای آب و هوای با نوسان حرارتی و رطوبتی بالا می باشد.
2) ناحیه ایران- تورانی شامل 75 درصد خاک کشور که 60 درصد گونه های گیاهی ایران را شامل می شود.
3) ناحیه مدیترانه ای
4) ناحیه سودان- زامبزین که این ناحیه با پروانس ایران جنوبی در جنوب کشور (سواحل خلیج فارس و دریای عمان)
حضور می یابد.
*قلمرو پالئوتروپیک یا سرزمین جنگل های قدیمی جنوب جهان
    *زیر قلمرو رویش آفریقا
        *منطقه رویشی سودان- زامبزین
             *زیر منطقه عمان- سندی
                  *پروانس ایران جنوبی
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم تیر 1388ساعت 17:35 توسط معین |

يک عضو هيات علمي موسسه تحقيقات جنگل ها و مراتع کشور درباره اهميت درخت ها و درختچه هاي جنوب ايران گفت؛ گياهان سواحل خليج فارس غالباً انحصاري ايران بوده و در صورت تخريب، هرگز احياي مجدد نخواهند شد.مهندس محمد درويش در واکنش به خبر تخريب هزاران هکتار از جنگل هاي کهور و کنار در استان بوشهر با هدف احداث تاسيسات نفتي و گازي پارس شمالي با بيان اين مطلب که بيشتر اين گونه ها صرفاً در مناطق و سواحل رويشي خليج فارس وجود دارند و فقط در شرايط اقليمي و جغرافيايي ايران رشد مي کنند، به سبزپرس گفت؛ « اين درختان همانند يک نسخه خطي يگانه مطرح هستند و توان کپي و چاپ کردن آنها وجود ندارد، بنابراين ذکر اين نکته که پنج درصد بيشتر تراکم ندارند و مي شود در آن مکان تاسيسات نفت و گاز احداث کرد، منطقي نبوده و از ابعاد فاجعه و اهميت موضوع نمي کاهد.»او درباره امتياز ايران به خاطر دارا بودن اين گونه ها گفت؛ «درختان فوق که در سواحل خليج فارس رشد مي کنند، جزء امتيازات تنوع زيستي ايران محسوب مي شوند.»اين پژوهشگر يادآور شد؛ «در موارد مشابه در کشورهاي ديگر، هنگامي که بحث «تنوع زيستي» به ميان مي آيد، هر اولويتي در مرحله بعد از آن قرار مي گيرد؛ به اين صورت که اگر قرار است در نقطه يي نفت اکتشاف شود، نبايد منجر به قطع حتي يک درخت شود.»

درويش درباره اينکه آيا آنچنان که وزارت نفت به سازمان جنگل ها متعهد شده، مي توان در صورت احداث تاسيسات گاز و نفت در مناطق، از درختان و جنگل هاي همجوار آنها حفاظت لازم را به عمل آورد، گفت؛ «شايد در برخي موارد اين شکل حفاظت امکانپذير باشد، اما لازمه آن اين است که پيش از آغاز هر پروژه، منطقه و گونه هاي گياهي آن و تعداد اصله هاي درختان در هر هکتار بررسي و ثبت شود و قوانين آسيب ديدگي درختان و مجازات متخلفان، نحوه جبران خسارت ها و همچنين مسوول پروژه پايش و... به طور شفاف در آن لحاظ شود.»اين عضو هيات علمي موسسه تحقيقات جنگل ها و مراتع کشور با يادآوري تجربه عسلويه به عنوان يک پروژه آسيب رسان به جنگل هاي جنوب گفت؛ «اکنون در اثر احداث و راه اندازي تاسيسات عسلويه، رويشگاه پارک ملي ناي بند به شدت آسيب ديده است. چنانچه بنده در سال 1385 در بازديد از منطقه، شاهد خشک شدن 30 درصد از جنگل هاي مانگرو در پارک ملي ناي بند بودم که حتي اجساد فلامينگوها و ديگر پرندگان دريايي در آن مکان، خشک شده و پراکنده بود.»
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم تیر 1388ساعت 2:31 توسط معین |

۱-اگر به شدت انسان گرا هستيد، اگر انسان را محور عالم و آدم مي دانيد، اگر محيط زيست برايتان امري تزييني است، اگر فرهنگ را امري مستقل از اقليم مي دانيد و اگر معتقديد يک محقق حتماً بايد در قبال موضوع تحقيق کاملاً بي طرف باشد، حتماً ادامه اين يادداشت را نخوانيد.

2- ايران پس از چين يک ميليارد و 200 ميليون نفري بزرگ ترين تخريب کننده انساني محيط زيست در آسياست. دقت کنيد انساني، يعني تخريب هايي که مستقيماً توسط انسان و به صورت فيزيکي صورت مي گيرد نه از طريق آلودگي منابع آب و هوا و... آن هم در شرايطي که روش هاي جايگزين به جاي آن متد تخريبي وجود دارد.

3- حالا اصل مساله؛ جنگل هاي تالش به عنوان منابع غني زيست محيطي در منطقه کوهستاني استان هاي گيلان و اردبيل قرار دارد.

محال است به آنجا رفته باشيد و سحر جنگل و کوه و مه افسون تان نکرده باشد. هيچ نوشته و عکسي نه قادر به بيان زيبايي اين جنگل ها است نه قادر به بيان جفا و تخريبي است که در حق اين منطقه مي رود. فقط بايد از نزديک ديد تا متوجه شد که حداکثر تا يکي دو دهه آينده چيزي از اين معجزه بزرگ طبيعت باقي نخواهد ماند. جاده پشت جاده، خانه هاي نوساز فراوان، ماشين الي ماشاالله.

4- کارشنا سان محيط زيست عامل انساني را مهم ترين عامل تخريب اين منطقه مي دانند منطقه يي که سکونتگاه تاريخي قوم کهن تالش است. همين کارشنا سان مهم ترين راه نجات جنگل هاي اين منطقه را خروج ساکنان تاريخي و ديگر ساکنان تازه از راه رسيده آنجا مي دانند.

5- حرف هاي مخالفان طرح؛ قرن ها است که تالشي ها ساکن اين جنگل ها هستند و با درخت و کوه و ساير عناصر اين منطقه به سازگاري کامل رسيده اند و در واقع ساکنان طبيعي جنگل تالش محسوب مي شوند. به علاوه پاکسازي- واژه يي که خود تالشي ها از آن استفاده مي کنند - اين قوم از جنگل و اسکان آنها در نقطه يي به غير از زيستگاه طبيعي شان باعث نابودي تدريجي فرهنگ، نژاد و تمام دستاوردهاي تاريخي آنها مي شود. بماند آنکه آن تعداد از تالشي ها که کوچ داده شده اند هم اکنون دچار چه مشکلات روحي و اخلاقي و حتي معيشتي شده اند.

6- حرف هاي موافقان و البته نگارنده؛ ساده انگاري است اگر تصور کنيم همه جوامع و انسان ها به خصوص طي يکي دو دهه اخير دچار تغيير شده و الگوي زيست و مصرف شان دچار تحول شده اما قوم تالش در همان وضعيت چند دهه پيش است. واقعيت آن است که قوم تالش هم مثل همه جوامع ديگر چه از نظر شکل زندگي، شکل سکونتگاه، ميزان و الگوي مصرف، ارتباطات و از همه مهم تر خواسته هايشان ديگر شباهت چنداني با تالشي هاي دهه هاي پيشين ندارند. اگر هم به فرض چنين باشد آيا کسي هست که بتواند آنها را از حق داشتن راه، مدرسه، بهداشت، آب و برق و ساير امکانات رفاهي محروم کند ياکسي از اين قوم را مي شناسيد که اينها که برشمرديم جزيي از مطالباتش نباشد؟ و آيا مي دانيد کشيدن هر کيلومتر راه، خطوط انتقال نيرو، لوله هاي آب و گاز مستلزم نابودي چه مقدار از جنگل هاي نحيف و محدود ايران است؟

7- انتخاب سختي است. يک ملت يا يک قوم،حال يا آينده، درخت يا انسان؟ من به درخت و آينده و ايران راي مي دهم.

+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم تیر 1388ساعت 2:50 توسط معین |

 

 

بي بي سي؛ به گفته مقامات برزيل سرعت از بين رفتن جنگل هاي استوايي آمازون از چهار سال گذشته تاکنون براي اولين بار افزايش يافته است. تصاوير ماهواره يي نشان مي دهد 11 هزار و 968 کيلومتر مربع از جنگل آمازون از جولاي سال 2007 تا جولاي امسال از بين رفته که نشان دهنده افزايش چهار درصدي جنگل زدايي در مقايسه با سال قبل است.

دولت برزيل مي گويد اگرچه اين آمار نگران کننده است ولي چنانچه اقدامات لازم عليه قطع غيرقانوني درختان صورت نمي گرفت، وضعيت مي توانست به مراتب بدتر باشد. ظاهراً بالا بودن بهاي چوب سبب شده کشاورزان انگيزه بيشتري براي قطع درختان پيدا کنند. در سه سال گذشته ميزان قطع درختان در برزيل کاهش يافته بود ولي طبق آمار جديد اکنون اين روند متوقف شده است.

گيلبرتو کامارا، يکي از کساني که در تهيه اين آمار دست داشته، مي گويد در نيمه دوم سال 2007 آتش سوزي هاي زيادي رخ داد که مي توانست موجب افزايش بيشتر جنگل زدايي شود و از جهاتي سطح از بين رفتن جنگل ها در ابعاد نگران کننده يي نيست. گري دافي، خبرنگار بي بي سي در سائوپائولو، مي گويد در اواخر سال 2007 و اوايل سال 2008 با توجه به احتياج به زمين براي چراگاه و نيز کشت سويا، به نظر مي رسيد جنگل زدايي يک بار ديگر در حال افزايش است. دولت در واکنش به اين موضوع تدابيري را براي جلوگيري از قطع غيرقانوني درختان جنگل ها به اجرا درآورد از جمله ماموران پليس و بازرسان محيط زيست را مامور جلوگيري از قطع غيرقانوني درختان کرد. کارلوس مينک، وزير محيط زيست برزيل، مي گويد بدون چنين تدابيري، از بين رفتن جنگل ها مي توانست گسترده تر باشد. کارلوس مينک مي افزايد بسياري انتظار داشتند جنگل زدايي 30 تا 40 درصد افزايش يابد ولي اقدامات دولت زيان وارده را محدود کرد. گروه هاي طرفدار محيط زيست از نزديک وضعيت جنگل هاي آمازون را تحت نظر دارند تا مطمئن شوند اراده و امکانات مالي لازم براي حفاظت از منطقه آمازون وجود دارد.

 

+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 22:25 توسط معین |

افزایش روز افزون جمعیت و متعاقب آن ازدیاد نیازهای انسان از یک سو و کاهش روز افزون منابع طبیعی کشور از سوی دیگر , اهمیت و جایگاه جنگل کاری را به خوبی روشن می سازد. اهمیت جنگل کاری به منظور تعدیل آب و هوا , افزایش نزولات آسمانی , جلوگیری از فرسایش , ایجاد محصولات چوبی صنعتی و نیز مسئله گردشگاه جنگلی , بر کسی پوشیده نیست و در چنین شرایطی است که می توان با حفظ گونه های موجود و وارد کردن گونه های جدید اقدام به جنگل کاری نمود.

در کشوری همچون ایران که دارای اقلیم خشک و شکننده ای است توسعه سطح جنگل ها از طریق جنگلکاری یکی از اهداف عمده محسوب می شود.

گزینش گونه برای جنگل کاری خواه در عرصه باز یا برای پر کردن نقاط خالی جنگل یا برای جبران فقدان یا کمبود زادآوری طبیعی چه از گونه های بومی یا بیگانه امر دشوار و بسیار حساس می باشد. به عنوان یک اصل کلی هر گونه ای که برای جنگل کاری انتخاب می شود , باید متناسب با شرایط محیطی آن منطقه باشد , به عبارت دیگر باید بتواند با وضع اقلیمی و خاکی آن محل خود را تطبیق داده و با عوامل زنده موجود در آن سازگاری پیدا کند.

هر طرح جنگلکاری شامل عناصر زیر است :

1- شناخت محیط :این امر دربرگیرنده ی حدود و وسعت حوزه ی عمل ، مختصات زمین شناسی، وضع کامل خاک ، شرایط اقلیمی ، وضع پوشش گیاهی که عرصه ی موردنظر را فراگرفته و حیات وحش موجود در آن، امکان دسترسی به منابع آب سطحی و تحت الارضی، وضع آبادیهای مشرف به منطقه ی عمل از نظر وجود نیروی انسانی در رشته ها، موارد و از منه ی مختلف به کار گرفت، امکان تامین سوخت وسایل مکانیزه و تعمییرگاه برای مرمت آنها و غیره است.

 2- تشریح عملیات فنی : شرح عملیات فنی که باید با ذکر جزیئات توسط طراح تعیین و در طرح درج گردد، شامل نکات زیر خواهد بود :

1-2- گزینش گونه : گونه یا گونه های اصلی که باید در عرصه مورد نظر کاشته شوند با توجه به شرایط اقلیمی و وضع خاک تعیین می گردند. باید توجه داشت که شرایط اقلیمی از این نظر نقش بسیار مهمی ایفا می کنند که انسان در تغییر یا تعدیل آن روی هم رفته نا توان است . در مورد خاک، توجه به ژرفا و وضع فیزیکی آن بسیار حائز اهمیت است، اما این امر بدان معنی نیست که نسبت به وضع شیمیایی خاک بی اعتنا یا کم اعتنایی شود،چرا که عامل قلیائیت یا شوری خاک در موارد زیادی نقش محدود کننده ای از نظر گزینش گونه دارد.

2-2- تعیین تکنیک کار : منظور از تکنیک کار ،تعیین سن نهال،فاصله کاشت ،زمان کاشت(آغاز و پایان)، شیوه و فاصله(دفعات)آبیاری و میزان آبی که به هر نهال در هر سال باید داد و طول مدت آبیاری در سنوات بعد از سال کاشت، نیاز به کود دهی و نوع، مقدار ، زمان و دفعات پخش کود و تمهیدات خاصی که احیانا" در این مورد باید به کار بست، احتیاج یا عدم احتیاج به کاشت گونه های پرستار یا یاور ، لزوم یا عدم ضرورت برداشت توده های رستنی موجود ،احتیاج به مبارزه با رستنی های ناخواسته پس از نهالکاری (آزادسازی) و تنک کردن و هرس نهالها و زمان و شدت آن، واکاری و اقدامات دیگراز قبیل تسطیح زمین، زهکشی و ... است.

3-2- برنامه زمان بندی : منظور از برنامه زمان بندی آن است که هر کاری در چه زمانی از سال باید به اجرا درآید که البته ذکر حجم کار و آغاز و پایان تاریخ انجام آن کار باید هر دو معین و در برنامه که می تواند نوشتاری یا ترسیمی باشد گنجانیده شود.

4-2- بودجه و توجیه اقتصادی : هزینه های اجرای طرح تا پایان مرحله کاشت به تفکیک موارد و موضوعات،که سرمایه گذاری ثابت یا اولیه است،و از آن پس به صورت سالانه،که هزینه نگهداری است و به آن عنوان هزینه های جاری داده می شود، باید دقیقا" تعیین و در طرح قید گردد.

+ نوشته شده در شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 2:36 توسط معین |

هرگونه سوال شما در مورد علم جنگل اعم از : جنگل شناسی،جنگلکاری،اندازه گیری جنگل،قوانین منابع طبیعی،اکولوژی و ...را پاسخگو می باشم. سوالات خود را در قسمت نظرات یا به email من مطرح کنید.
+ نوشته شده در جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 17:3 توسط معین |

آمازون، نام جنگل بسیار بزرگی در امریکای جنوبی است. جنگلهای بارانی آمازون در تمام فصول سال دارای هوایی گرم با رطوبتی بسیار زیاد می‌باشند. متوسط درجه حرارت، در مرکز آمازون، در حدود ۳۰ درجه سانتیگراد (۸۶ درجه فارنهایت) غربی‌ترین بخش این منطقه، در حدود ۲۵ درجه سانتیگراد (۷۶ درجه فارنهایت) می‌باشد. تقریباَ هر روزه باران سنگینی در سرتاسر آمازون می‌بارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه پنجم مهر 1387ساعت 2:25 توسط معین |

نویسنده: نرسی نصیرآبادی(بیولوژیست)

دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز- دانشکده پزشکی- گروه میکروبشناسی

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم مهر 1387ساعت 2:12 توسط معین |

جنگل به مکانی می گویند که پوشیده ازگیاهان است و نقش مهمی در تولید اکسیژن دارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم مهر 1387ساعت 2:4 توسط معین |

 همشهری آنلاین:
نتایج جدید ترین تحقیقات زیست محیطی نشان می دهد تغییرات آب و هوایی تاثیر مخربی بر منطقه وسیع آمازون خواهد گذاشت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم مهر 1387ساعت 1:39 توسط معین |

جنگل فندق‌لو در استان اردبیل و در ۱۶ کیلومتری شهرستان اردبیل واقع شده‌است.

این جنگل دارای درختان مختلف میوه مانند فندق سیب وحشی گوجه سبز ازگیل به تمشک توت فرنگی... است در داخل جنگل هم یک استخر ابگرم به نام مشه سویی وجود دارد که آب ان درمانی است و افراد زیادی به خاطر درمانی بودن و بسیاری هم به خاطر گشت و گزار به آنجا می‌ایند و با خانواده چند روزی را داخل جنگل و در کنار استخر اب گرم و ابشاری که هست می‌مانند.

جنگل فندق لو بعلت نزدیکی به شهر نمین(نمین در زبان تالشی یعنی مکان نمناک) و برخورداری از رطوبت منطقه و سهولت دسترسی از جاده بین شهری اردبیل ـ آستارا همواره به‌عنوان یک منبع تفرجگاهی مطرح بوده‌است. این جنگل یکی از اراضی تفرحی جنگلی است که به فاصله ۱۰ کیلومتر از شهر نمین و ۳۰ کیلومتر از شهر اردبیل قرار گرفته و در حال حاضر به کانون عمده‌ای از فعالیتهای فراغت بدل شده‌است. ظر به اینکه درخت فندق نسبت به سایر درختان جنگلی وضعیت غالب دارد این منطقه فندق لو نامیده میشود. این جنگل در سطحی به طول تقریبی ۲۵ کیلومتری پراکنده‌است که از شرق خانقاه علیا واقع در مسیر جاده بین شهری نمین ـ آستارا شروع و با جهت شمال غربی ـ جنوب شرقی در شرق روستای حور خاتمه می‌یابد. شیب در این مراتع نسبتاً کم و به لحاظ فشردگی پوششی بخصوص چمن آثار فرسایش به استثناء بخش‌های تخریب یافته کمتر به چشمه میخورد به همین جهت است که این نواحی جهت ایجاد پیست اسکی روی چمن مورد توجه قرار گرفته‌است. در بین انواع شناسایی شده گونه‌های نادری نظیر فندق، ممرز، راش، بلوط (بلندمازو)، بیدمشک وجود دارد که به ارزش منطقه در جوابگویی به تقاضاهای مختلف می‌افزاید. در منطقه فندق لو خرس قهوه‌ای و سمور و پرندگان مانند قرقاول و کبک و عقاب طلایی از جمله فون بارز منطقه بشمار میروند.

+ نوشته شده در چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 17:8 توسط معین |

در حال حاضر ارزش اقتصادي حجم سرپاي جنگل هاي شمال بالغ بر 200 هزار ميليارد ريال و خارج از جنگل هاي شمال رقمي معادل 300 هزار ميليارد ريال است.

برگرفته از روزنامه اعتماد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه دوم مهر 1387ساعت 17:25 توسط معین |


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه دوم مهر 1387ساعت 17:23 توسط معین |

جنگل حرا در ساحل شمال غربي جزيره قشم، از بندر لافت تا روستاي طبل در نواري به عرض 50 تا 500 متر كشيده شده و محدوده‎اي برابر 150 كيلومتر و مساحتي معادل 7236 هكتار را در برگرفته است. اگر آب‎هاي نواحي باتلاقي و مساحت نقاط خالي منظور نشود، مساحت واقعي اين جنگل در حدود 6012 هكتار مي‎باشد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه دوم مهر 1387ساعت 3:28 توسط معین |

http://h1.ripway.com/harkas1367/asare_amele_mohitiye_saye.pdf

اثر عامل محیطی سایه بر روند رشد ارتفاعی و مرگ ومیر نهال های سرو نقره ای

+ نوشته شده در سه شنبه دوم مهر 1387ساعت 3:16 توسط معین |

سازمان جهاني خواربار و کشاورزي (فائو) در گزارشي اعلام کرد هر سال 06/0 درصد از جنگل هاي ايران در آتش مي سوزد و 900هزار متر مکعب چوب از قطع درختان توليد مي شود. سازمان جهاني خواربار و کشاورزي در گزارشي با عنوان«وضعيت جنگل هاي جهان» به بررسي وضعيت جنگل ها در کشورهاي مختلف پرداخته است. اين گزارش بر پايه آخرين آمار ارائه شده مساحت کل جنگل هاي ايران را 075/11ميليون هکتار و سرانه جنگل در اين کشور را 2/0 هکتار اعلام کرده است. بر اساس اين گزارش مناطق جنگلي جهان با سرعتي نگران کننده در حال نابودي هستند و آتش سوزي يکي از مهم ترين علل نابودي جنگل ها در سطح جهان محسوب مي شود. در ميان کشورهاي خاورميانه و شمال آفريقا از نظر ميزان نابودي مناطق جنگلي در اثر آتش سوزي، ايران در رتبه چهارم قرار دارد. در اين منطقه، قزاقستان با بيشترين ميزان نابودي جنگل هاي خود در اثر آتش سوزي مواجه است. به طور متوسط هر سال 179 هزار هکتار جنگل در اين کشور سوخته مي شود. پس از اين کشور الجزاير با 54 هزار هکتار و ترکيه با 12 هزار هکتار به ترتيب در رتبه هاي دوم و سوم قرار دارند. در ايران نيز هر سال 6500 هکتار از مناطق جنگلي در اثر آتش سوزي نابود مي شود. اين رقم معادل 06/0 درصد کل مناطق جنگلي ايران است. بدين ترتيب هر سال 06/0 درصد از مناطق جنگلي ايران در اثر آتش سوزي از بين مي رود. فائو در ادامه گزارش خود از نظر توجه به توسعه جنگل ها و اجراي طرح هاي جنگل کاري، ايران را در رتبه دوم منطقه قرار داده است. ترکيه با جنگل کاري 2537 هکتار زمين در سال 2005 فعال ترين کشور منطقه در اين زمينه شناخته شده است. ايران نيز در اين سال 616 هکتار جنگل کاري داشته است که از اين نظر در رتبه دوم قرار گرفته است. اين گزارش کل مناطق جنگلي جهان را 9/3 ميليارد هکتار و سرانه جنگل در جهان را 6/0 هکتار اعلام کرده است. همچنين طي سال هاي 2000 تا 2005 به طور متوسط سالانه 18/0 درصد از سطح جنگل هاي جهان کاسته شده است. بر اساس اين گزارش در شرايطي که سرانه جنگل در ايران يک سوم متوسط جهاني است، اين کشور تقريباً تمامي چوب مورد نياز خود را از داخل تامين مي کند. فائو ميزان توليد چوب در ايران را نزديک به 900 هزار متر مکعب و ميزان واردات اين محصول را 84 هزار متر مکعب در سال برآورد کرده است که بدين ترتيب حجم واردات چوب در مقايسه با توليد اين محصول رقم ناچيزي است.
+ نوشته شده در دوشنبه یکم مهر 1387ساعت 15:50 توسط معین |

زنده ياد ساعي اولين استاد علم جنگل شناسي در دانشگاه تهران بود. او اولين کتاب و اثر علمي خود درباره «جنگل هاي کشور» را در دو جلد به رشته تحرير درآورد که به تصديق استادان و متخصصان فن هنوز يکي از منابع مستند و معتبر در رشته جنگل شناسي به شمار مي رود. زنده ياد ساعي براي شناسايي و طبقه بندي جنگل هاي ايران مسافرت هاي پي در پي علمي به نقاط مختلف کشور انجام داد و مساحت جنگل هاي ايران را در آن زمان 18 ميليون هکتار ارزيابي کرد (مساحت جنگل هاي کنوني به 12 ميليون هکتار تقليل يافته است) و شمار بسياري مقاله درباره جنگل هاي ايران در مجلات داخلي و خارجي به چاپ رسانيد. استعداد شگرف، دانش عميق در جنگل، مهندسي و رياضيات، ادب و هوش سرشار دکتر ساعي به او شخصيت بين المللي داده بود به طوري که در همان سال هاي تحصيل در فرانسه به دليل موفقيت هاي کم نظيري که کسب کرده بود، مجله معروف علمي تخصصي Revuedubios با چاپ عکس و زندگينامه ساعي او را به عنوان يکي از نوابغ و نوادر علمي معرفي کرد. در واقع او اولين کسي است که براي جنگل کاري و توسعه فضاي سبز در تهران گام هاي موثر برداشت. پارک ساعي تهران و چنارهاي رشيد و سر به فلک کشيده خيابان ولي عصر يادگار فراموش نشدني و آثار ماندگار اين بزرگمرد ميدان علم و عمل است. او معتقد بود تا چند سال آينده مناطق مسکوني و صنعتي توسعه يافته و درختان به عنوان ريه هاي شهر هاي آلوده باقي مي ماند.زنده ياد کريم ساعي در سال 1289 در شهر مشهد به دنيا آمد. در سال 1310 با درجه مهندسي از دانشکده فلاحت فارغ التحصيل شد. براي ادامه تحصيل به همراه اولين گروه دانشجويان ايراني راهي کشور فرانسه شد و در کنکور انستيتو اگرونوميک پاريس که از مراکز معروف و معتبر علمي جهان است قبول شده، دوره چهار ساله انستيتو را هم با همان درخشندگي و درجه ممتاز به پايان برد و از همان جا به امريکا اعزام شد. دوره مهندسي جنگل را در دانشگاه برکلي ايالت کاليفرنيا به اتمام رسانيد و به اخذ درجه فوق ليسانس نائل آمد و سرانجام در سال 1316 با کوله باري از دانش، تجربه و عشق به وطن مراجعه کرد. اولين تشکيلات منسجم جنگل باني ايران توسط استاد ساعي پايه گذاري شد و در سايه جديت و پيگيري هاي مستمر ايشان و تني چند از همکارانش تشکيلات جنگل باني با سازماندهي جديد گسترش و صورت موسسه يي با مقررات بازرگاني پيدا کرد. اين استاد بزرگوار که همواره به تحقيق و تفحص مشغول بود سرانجام حين انجام يک ماموريت علمي در روز چهارم دي ماه 1331 هنگام بازگشت از سفر شيراز بر اثر سانحه سقوط هواپيما دعوت حق را لبيک گفت و به وصيت خودش در دانشکده منابع طبيعي دانشگاه تهران که همان جا روزگاري داشتند و روزگاري مدرس بود به خاک سپرده شد.بدون ترديد نام بلند آوازه اين استاد بزرگ، محقق کم نظير و مدير مدبر به خاطر علم و جهاد و کوشش و ايثار و خدمات برجسته علمي و فرهنگي و سازندگي براي همه دوران ها و نسل هاي اين سرزمين همچون ستاره يي درخشان بر تارک تاريخ علوم منابع طبيعي ايران تابناک خواهد ماند.

نامش زنده و راهش پر رهرو باد.

+ نوشته شده در دوشنبه یکم مهر 1387ساعت 15:34 توسط معین |

وقتي نفس هاي زمين به شماره مي افتد

منبع    National Geographic.com ترجمه؛ مهتاب خسروشاهي



ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه یکم مهر 1387ساعت 15:32 توسط معین |

قايقراني در کنار انبوه جنگل ها و ميان پرندگان مختلف، تصويري رويايي است که بسياري از ما آن را تنها در ذهن هايمان به تصوير کشيده ايم. غافل از اينکه در جنوب ايران اين روياها مي توانند رنگ واقعيت به خود بگيرند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه یکم مهر 1387ساعت 15:28 توسط معین |

 

گروه ترجمه، آزاده بهرامجي؛ جنگل هاي انبوه شرق سيبري براي تجار چوب چيني حکم معادن طلا را دارد زيرا آنها با فرستادن تنه اين درختان به کشورشان در رشد اقتصادي چين نقش مهمي بازي مي کنند. ميزان قابل توجهي از چوب هايي که از سيبري به چين وارد مي شود به صورت غيرقانوني از جنگل هاي سيبري بريده مي شوند.

منبع؛بي بي سي


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 2:6 توسط معین |

فرزانه رحيمي

رهبران 27 کشور اروپايي و53 کشور آفريقايي روز نهم دسامبر(2007) در ليسبون پرتغال در مورد موضوعات مختلفي از جمله تغييرات آب و هوايي بين دو قاره بحث تبادل نظر کردند.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم شهریور 1387ساعت 22:7 توسط معین |